درسالهای اخیرجامعه ی ما، با طبقه‌ای نوظهورمواجه شده است. طبقه ای بنام" نوکسیه ها " ویا “ تازه به دوران رسیده‌ها”. این طبقه عمدتاً ازطریق رانت، صاحب مال وثروت شدند. شکل گیری این طبقات درهرجامعه ای نشان از “به هم‌ ریختگی طبقاتی” آن است. موارد فراوانی ازاین دست می توان در کشورهای مختلف نام برد.

اگرفردی در جایگاهی که هست، یک دفعه دچارتغییر شود، حتماً نوعی نارسایی رفتاری در اوبروز خواهد کرد. فرد از آنچه که بود دریک وضعیت کاذبی قرار خواهد گرفت. می پندارد، کسی که سالها زحمت کشیده وذّره ذّره انباشته است اونیزهمه ی آن را دا رااست. چرا که خود را درسایه مال اندوخته شده، برخوردارازهمه چیز می بیند ( از ادب واخلاق وتدبیر ودرایت گرفته تاتحصیل علم وتخصص وموقعیت احتماعی و...). ازآنجا که ظرفیت وجودی او ازتحمل وضعیت اوخارج است بنابراین، سرکشی کرده وبه ناهنجاری روی می آورد.

نتیجه: جامعه از سوی چنین طبقاتی ضربات چند سویه می خورد:

1-  ازدست رفتن ثروت ملی وتضییع حقوق آحاد مردم.

2-  قانون شکنی ها دررفتارهای اجتماعی توسط این طبقه.

3-  دهن کجی ها به عرف جامعه.

4-  بی حرمتی ها به اعتقادات مردم با ژست تجدد طلبانه.

5-  ولنگاری ها و ازهم گسیختگی اخلاقی خانواده ی این طبقه.

6-  یأس وسرخوردگی جامعه دراثررفتار مخرب این طبقه.