اســـلامی که مــی شناســـیم 3

پذیرش مسئولیت !

پذیرش مسئولیت ازمنظر اسلام تنهاابزاری است برای حـــراست ازحــقوق اساسی ومــــــدنی آحاد جامعه. این مسئولیت وپذیرش آن وقتی مشروعیت پیدا می کند که به خواست واراده مـــردم باشد ودوام این شرط منوط به احقاق حــــق ورفع ظلم ازمظلوم است.

در هیچ  یـــک ازمتون دینی به مسلمانان دستور داده نشده بــــرای رسیدن به مقام ومنصب احساس تکلیف کنند.میـزان و ومعیاربردوش کشیدن قدرت وقبول مسئولیت اقبال ورضایت مندی مردم است.

از منظر امام علی(ع) حکومت حـق مردم و از آن مردم است واگر کسی خویش را بر مردم تحمیل کند درواقع حق مردم را پایمال کرده است. (کامل ابن اثیر،ج۳،ص۱۹، نقل ازمسائل جدید کلامی، ص۲۲۹)

از منظر امام علی(ع) پذیرش قــدرت ومسولیت درصورت درخواست مـردم است که " اگر مردم به سوی من هجوم نمی آوردند و نسبت به پذیرش حــکومت به من اصرار نمی کردند هـرگـز آن را نمی پذیرفتم". (نهج البلاغه، خطبه3)

از منظر امام علی(ع) وظیفه حاکم حراست ازکـرامت افراد است. چراکه به مسلمانی که دررکاب او پیاده حــرکت می کرد فریاد برمی آورد: "بازگرد که پیاده حرکت کردن شخصی مانند تو دررکاب مثل من مایه فتنه و غرور برای والی و ذلت و خواری برای مومن است". (نهج البلاغه،حکمت322)

از منظر امام علی(ع) خط قـرمـزحکا م "دروغ وفـریب وحیله" است.چراکه هیچگاه حاضرنشد برای استحکام حکومت خویش باافراد ناصالح مدارا کند وآنهارادرمقام خودابقاکند. (سیری درسیره نبوی،132- 131)

از منظر امام علی(ع) نه تنها نقادی حاکمان ناپسند وناروا وممنوع نیست بلکه تـــکلیف همگان است که  اورا  نقادی کنند. (نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶)

از منظر امام علی(ع) مهم ترین و اصــــلی ترین دغــدغه حــاکم باید حفظ حــقوق مردم باشد  حتی قاتـل او. به فـــرزندانش می فرماید:

"... اگر من ازاین ضربت بدرود حیات گفتم تنها به او یـک ضربت بزنید، تا ضربتی در برابر ضربتی باشد. جنازه این مرد را مثله نکنید و اعضای بـــدن او را جدا نکنید، که من از رسول خدا شنیدم که حتی سگ گزنده را مثله نکنید "(نهج البلاغه، نامه  47)

از منظر امام علی(ع) مهمترین وظیفه حاکم حفظ شان وکرامت انسان است. (نهج البلاغه،حکمت ۳۷)

از منظر امام علی(ع) مهم تریت وظیفه حکام رعایت اخلاق وعـــدالت وحقوق انسانهاست حتی درمقابل حقوق افراد نیز اصل حکومت وحفظ وحراست آن ارزشی نداردمگراینکه حق پایمال شده ای را برگرداند.

از منظر امام علی(ع) صاحب منصبان در هر درجه ای از حـــــکومت قرار داشته باشند، اگر حقی از ملت را پایمال ویابه بیت امال مردم دست اندازی کنند باید باقاطعیت باآنها برخورد کرد.(نهج البلاغه،نامه های ۵ و ۴۰ و ۴۱ )

از منظر امام علی(ع) هیچ فـــردی مصونیت ندارد حتی بــرادر حــاکم، حتی اگر نابینا ودر شدت فقر بـــــاشد. واگرقرابت نسبی موجب طمع بیشتروسهمی بالاتر ازسایرمردم از بیت المال شود،باید منتظر آهـــــــن سوزان علی باشد (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴).

از منظر امام علی(ع) حاکم باید درحراست ازامانت مردم آن چنان قاطع باشد که در نامه ای خطاب به یـــــکی ازکارگزاران  که به بیت المال دست اندازی کرده بود،می فرماید: "به خداسوگند اگرحسن و حسین این کار را کرده بودند هیچ پشتیبانی وهواخواهـی از ناحیه من دریافت نمی کردند و در اراده من اثر نمی گذاردند تا آنگاه که حـق را از آنان بستانم و ستم های ناروایی که انجام داده اند دور سازم". (نهج البلاغه، نامه41)

از منظر امام علی(ع) کوچک ترین ظلـــم درحکومتش مـوجب نفرت او اززمامداری می شد، مگراینکه بتواند حـقی را احقاق کند.چراکه برای علــی یک چیز مهم است و یــــــک چیز خط قــرمز است وآن اینکه وقتـی خدا رامــلاقات می کند کم ترین ظلمی رامرتکب نشده باشد وکمترین حقی راپایمال نکرده باشد. (نهج البلاغه، خطبه22)

اســـلامی که مــی شناســـیم                                                      2

آزادی اندیشه وبیان

اسلام، نظام اعتقادی است که ارزش ویژه ای برای تفــــکروانــــدیشه قایل شده وآن را ارج نهاده است ازنظر اسلام مهم ترین امتیازبشر قــــدرت تفــــــکر او است. چراکه انسان های خردمند پس ازشنیدن ادلــــه وبرهان، استوارترین ودرست ترین راه را می یابند وانتخاب می کنند. "فبشّر عباد الـذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم الله و اولئک هم اولوا الالباب." زمر/۱۷

قرآن تنها راه اثبات عقیده راارائه برهان ودلیل ذکرمی کند.چراکه اقامه برهان موجب اقناع انسانهای فرهیخته وبی غرض خواهد شد. "قل هاتوا برهانکم إن کنتم صادقین." نحل/۶۴

امــامــان شیعه  (ع)درمواجهه با پرسش های متنوعی که مطرح می شد ،با کمال بردباری وبه تناسب ظرفیت فـــــکری افراد پاسخ لازم رامی دادند. (التوحید، ص۹۵ - شیخ صدوق  ). حتی در کشاکش نبرد نیز ازاین امر دریغ نمی ورزیدند.

وقتی "ابن ابی العوجا" به الحاد رو آورد (به دلیل بـــــد زبانی، انــدیشمندان ازهم سخنی بااوابا ورزیدند) امـــام صادق(ع) اوراپذیرفت فرمود: "هر‌چه می‌خواهی بگو"وپس از بیان نــظرات ، امام باکمال تواضع به او پاسخ داد. (التوحید، ص۲۵۳ - شیخ صدوق  )

واین است منطق دینی که رییس مذهب آن می فرماید:

"‌شما نمی‌توانید با درشتی وتندی، حقیقت را آشکار سازید و با فشار و زور نمی‌توان بنیان‌های دین را استوار نمود و راه خـدا را تبیین نمود: فانّ الطیش لا یقوم به حجج الله و لا به تظهر براهین الله." (بحارالانوار، ج۵۷، ص۲۳۱)

اســـلامی که مــی شناســـیم                                         1

اســـلامی که مــی شناســـیم  

دینی است که درهمه ابعاد زندگی انسانها براعتدال، به عنوان خواسته اصلی اسـلام تأکید می ورزد وپیروانش را «امه وسطا» می‌خواند.

دینی است که درآزاداندیشی وشنیدن حرف های دیگران به پیـــروان خویش می گوید: بشنوید وســـخن نیــــکو رابرگزینید. "یستمعون القول و یتبعون احسنه".

دینی است که اصل پذیرش آن براساس «لااکــراه» است.

دینی است که دربرخورد با مکاتب بشری و حتی در برخورد با مشرکان و بت‌ پرستان، براخــــــلاق وعفت کلام تاکید دارد. "لاتسّبوا"

دینی است که ضمن تاکید بر پرهیزاز تنازعا ت قـومــــی، قبیله‌ای و فکری درمواجهه با اختلافات سلیقه ای، بر "جدال احسن" تاکید دارد.

دینی است که پیامبرش(ص) با وجوداینکه حجت را درغـــدیرخم بر مسلمانان تمام کرد، اما به حاکم الهی پس ازخویش تأکید می‌نماید: "اگر مردم تو را نخواستند، رهایشان کن وکاررا به خودشان واگذار کن".

دینی است که گر چه بهترین اطــلاعات را برای خیر دنیا و آخـرت انسانها به ارمغان آورده است ، اما پیامبر اســـــلام مسلمانان را به علم آموزی، ولـــو به دورتــرین نقاط جغــرافیایی دنیا تشویق می‌کند. وازاین رواست که بعدها "نهضت ترجمه" برای تعاملات علمی و فکری پایه‌گذاری می‌شود.

دینی است که باوجـــود اینکه ازدنیا « ذلــولا» نام می برد ، شعار «مــــن لا معاش له، لا معادله» را بــــرای فعالیت‌های اقتصادی دنیای انسان قرارداده است .