آزادی اندیشه!
یکی ازموئلفه ها وابزاررشد وتعالی هرجامعه ای میزان آزادی اندشیه وبیان برای آحاد مردم آن جامعه است واین میسر نیست مگراینکه متولیان وزماداران هرملتی فضای جامعه را برای ابرازعقیده وتضارب افکار مهیا نمایند.
حق آزادی، حقی طبیعی وخدادادی ولازمه حیات و تکامل بشر است. چراکه ایمان،عقیده وباورها ی حقیقی ازمتن آزادی بیرون می آید.ایمانی ارزشمند است که با اختیاروازروی خرد بدست آید.این انتخاب تنها در بسترآزادی به وجود می آید.
حق آزادی شامل مفاهیم گسترده ای ازجلمه: حق آزادی درابرازعقیده، حق آزادی درتفکرواندیشه، حق آزاد دربیان وانتخاب وآزادی پس از بیان.
حق آزادای،هدیه ای ازسوی حاکمان به مردم خویش نیست؛ بلکه وظیفه زمامداران، صیانت وحفاظت از این اصل الهی است. همچنین فراهم نمودن زمینه وبستری مناسب برای رسیدن جامعه باین حق ذاتی انسان است.
وظیفه حاکمان صیانت و تامین آزادی های اساسی مردم است.
وظیفه حاکمان صیانت از کرامت انسانها است.
وظیفه حاکمان صیانت از آزادی اندیشه و بیان است.
وظیفه حاکمان صیانت از شعارهای آزادی خواهانه دادن و تحمل بیان منقدان را داشتن است.
اگرمردم در انتخاب راه و اندیشه آزادباشند،این یعنی بها دادن به آزادی. یعنی بها دادن به یک اصل برآمده از هستی.
اگرفرصت پرسش ازمردم گرفته نشود یعنی زدودن وپالایش نفرت ها وکینه های پنهان.
اگرمردم محجور فرض نشوند یعنی احترام به شعور انسانی .
اگرفضای پرسشگری لطیف باشد هیچ سائلی بیمار و هیچ پرسش گری توطئهگر فرض نمی گردد.
حکومت هایی که “اعتبار” خود را از مردم میگیرند وبه آن اتکا دارند، حق “پرسش” راازمردم خود سلب نمی کنند.