فعالیت احـــزاب
مطلوب ترین وزیباترین شیوه اداره هرجامعه ای، روشی است که حاکمان آن جامعه مسئولیت پذیرباشند. چراکه اشتباه وخطا درزندگی ما دی ازعوارض ذاتی انسان است. مهم نیست که هر مسئولی باید از خطا واشتباه مبرا باشد، مهم آن است که درصورت بروزخطا، درپیشگاه ملت به اشتباه خویش اقرار نموده وباپوزش، درصدد جبران آن برآید.لاپوشی وسرپوش گذاشتن برخطاها، جزانباشت تعفن، حاصل دیگری ندارد.
ازمحسنات اقرار به خطا، تــــکرار ناپذیری همان اشتباه است. دیگر سو، تاریخ ملتها نشان می دهد درصورت اقـــرار حاکمان به خطا (هرچند خطای حاکمان بزرگ باشد) جامعه بابزرگواری ومتانت ازآن چشم می پوشد وازحافظه جمعی خود پاک می کند. حال این پرسش مطرح است:
کدام شیوه دراداره حکومت ها، مسئولیت پذیری حاکمان دربرابر مردم تا حدودی تضمین می گردد؟
ارجح ترین نوع اداره جامعه درحکومت های مبتنی براراده مردم که هم رفتارحـاکمان ازنگاه تیزبین ملــت بدور نبوده وهم دغدغه ملــت درتوانایی وبازخواست ازحــاکمان تضمین شده باشد، وجود احـزاب وگروههای متشکل وقدرت مند حزبی درعرصه سیاست است. ودریـک کلام باید گفت : حکومت های مردم سالار باحضور احزاب مستقل، ریشه دارودارای پایگاه اجتماعی شکل می گیرد.چراکه رویکرد به احزاب، نظم بخشیدن به افکار سیاسی ومدیریتی یک جامعه است.
احزابی که:
دارای شناسنامه باشند.
دارای اقامت دایم ودردست رس باشند.
مانند قارچ فصلی نباشند.
مانند زلزله آنی نباشند.
ریشه ی شان درزمین باشد.
درهرفصل قامت شان دیده شود.
گرده افشانی کنند.
به موقع گل بدهند.
به موقع میوه بدهند.
و... هنگام شمارش جوجه ها ، درپیشگاه مردم سرو قامت باشند.
احزابی که هنگام ارائه خود به ملت، شعار واهداف سیاســی ،اجتماعــی ، فرهنگـی واقتصادی خاصی را مطرح نمایند ودرصورت پیروزی بررقبا وبـدست گرفتن سکان هدایت کـشور، پاسخگوی تمام رفتار وکردار خویش باشند.
آفات غیبت حضور احزاب درعرصه سیاسی واجتماعی:
1- اگرسیستم حزبی حاکم نباشد ، نهادهای دولتی آداب خبررسانی را (که اولین پله شکل گیری حــــکومت مردم سالار است )هر گونه که خودلازم بدانند به چرخش درآورده وبگونه ای که منافع فـردی وگـروهی عده ای را تامین نماید، تفسیر میکنند و به خورد جامعه می دهند.
2 - از آفات فقدان تشکیلات حزبی منسجم، اعمال سلیقه های فردی است. دراین جوامع افراد با سوء استفاده ازقدرت وبدلیل اینکه هیچ الزامی درپاسخگو بودن خود به افکارعمومی نمی بینند، به هرخلافی (عموما اقتصادی) دست می یازند.
3 دراین گونه جوامع تشکیل احزاب همچون نردبانی است که پس ازرسیدن به بام ریاست و وکالت و وزارت، آن را باخودبه بالای بام کشیده ودرپستوها قایم کرده تاروزی روزگاری بارنگ ولعابی متناسب با نیاز روز، به دیوار آویزند. یکی از نمونه های عینی آن درانتخابات اخیرکشورماست. افراد وگروهها باسوءاستفاده از عناوین ارزشی چنان درو دیوار کوی وبرزن را پرکرده که گویا مسابقه واژه سازی براه افتاده است. این گروهها (درقالب جبهه) ،بیشتر شبیه بخشی ازبنگاه های معاملات ملکی هستند. "بنگاه عدالت- بنگاه حقیقت- بنگاه صداقت و..." که درلوای نام این عناوین با سرکیسه کردن مردم ، به اغراض سیاسی خود دست می یابند. برای نمونه اینجا راببینید.
4 -در نبود احزاب قوی ،نیرومند وریشه دار، افراد وگروهها باشعارهای مردم فریب، براریکه قدرت سوار شده وبا برنامه های خلق الساعه وتدبیرهای نابخردانه و سیاست های غلط وبا روشهای پوپولیستی در اداره کشور، جامعه رابه قهقرا سوق می دهند. اینان نه تنها نسبت به اعمال خویش پاسخگو نیستند بلکه درصورت بروز خلاف ، فساد ،اختلاس وسوء مدیریت ، رقبا را عامل ناکامی جلوه می دهند ودامن خویش را از هرگونه رزایل مدیریتی پاک می کنندوبدلیل سلطه بررسانه های جمعی،سعی دربایکوت کردن خبرهای این چنینی می کنند.و دریک نگاه خوش بینانه اگر نگوییم عمدی درروشهای خلاف گونه خود ندارند، بدلیل نداشتن آزمودگی لازم جامعه را دچار مشکلات عدیده ای می کنند که جبران آن سالها زمان می برد.
فواید ونتایج حاصل ازحضور احزاب :
1-موجب ترویج وارتقاء آگاهی های سیاسی شهروندان می گردد.
2-موجب بازشدن راه برای سطح تحلیل ونقد حکام خواهد شد.
3-ابهام زدایی درقدرت سیاسی خواهد شد.
4-امکان پیگیری خواستها ومطالبات شهروندان را فراهم می کند.
5-زمینه های مشارکت شهروندان درامورسیاسی را مهیا می کند.
6-راههای برقراری نظم سیاسی واجتماعی ازطریق فعالیت مرزبندی، صریح وشفاف را فراهم وموجب جلوگیری از تشتت وپرکندگی خواهد شد.
7-به جای کلی گویی، شعارهای دهن پرکن واهداف دور از دسترس به خواست های صنفی وحزبی مشخص پرداخته می شود.
8-بدلیل گستردگی فعالیت احزاب درسطـــح جـــــامعه، مانع ازگسست های اجتماعی، قومی، دینی، مذهبی وجغرافیایی خواهد شد.
9-و... پایان سخن آنکه: باحضوراحزاب درعرصه سیاسی کشور، درصورت بروز نارضایتی درجامعه ، انتقادات به احزاب حاکم وشخصیت های اجرایی سوق پیدا می کند ونه اصل نظام.