جامعه ای که  سخن گفتن از"حقیقت" درآن، هزینه ای نداشته باشد وصداهای برخاسته از صداقت و دردمندی شنیده شود، نشان از تحمل حاکمان درنقد پذیری است . شنیدن نقد برای حاکمان ارزشمند ترازشنیدن مدح و ثناگویی است. چراکه هدف ناقدان دل سوز،گره گشایی ازنقاط کوری است که حاکمان از آن غفلت می ورزند. مداحان بی خرد، برطاول های چرکین سرپوش گذاشته وهیزم نفرت را شعله ور می کنند و ناقدان دل سوزباایجاد تب، بیمار رامتوجه بیماری اش کرده و در پی راهی برای پیشگیری ویا فروکش کردن شعله های نفرت هستند.

بنابراین :

اگر آزادی نقد باشد، به"اعتماد"، این ارزشمند ترین امانت مردم در دست حاکمان، خدشه ای وارد نخواهد شد.

اگر آزادی نقد باشد، قدرت ها ازتظاهر به حسن نیت وعمل به سوء نیت خود داری می کنند.

اگر آزادی نقد باشد، حاکمان به میزان مسولیت پذیری شان، قرب ومنزلت می یابند.

اگر آزادی نقد باشد، سلایق خاص با نگاه منافع خاص، جامعه را جولان گه مطا مع خود نمی کنند.

اگر آزادی نقد باشد، تلقی مردم از حاکمیت همان خواهد بود که باید باشد.

اگر آزادی نقد باشد، تمامی افراد جامعه درسایه قانون، حرمت خواهند داشت ونه بیشتر.

اگرآزادی نقد باشد، عرصه برقانون گریزان وصاحبان زر وزور تنگ خواهد شد.

اگرآزادی نقد باشد، بساط ماجراجویی‌های جاهلانه که بالاترین هزینه‌ را به مردم تحمیل می‌کند برچیده خواهد شد.

اگر آزادی نقد باشد، میل قدرت ها به سوی دیکتاتوری مسدود می گردد.

اگر آزادی نقد باشد، هیچ خاطی ازحاشیه امنیتی برخوردار نخواهد شد.

اگر آزادی نقد باشد، سرخوردگی ها از بین رفته ونشاط وامید جامعه را فرا خواهد گرفت.