ازرنجی که می بریم ! 3 ...
بزرگترین چالشی که امروزه متولیان فرهنگی جامعه با آن روبروست گرایش به روزمره گی و
نگاه کاسب کارانه به آن بوده واین روش روزدرحال گسترش است. ازجمله آن امورتعلیم وتربیت
وآموزش فرزندان این مزر وبوم می باشد. از دبستان وراهنمایی گرفته تا دبیرستان و دانشگاه .
این نگرش در سطوح پایین تر ، مانند مهدهای کودک و پیش دبستانی ازچنان رونقی برخوردار
است که گویا اگر روند بر همین منوال ادامه یابد، عنقریب دلالان زمین ومسکن را نیز بوسوسه
می اندازد !!!. متقاضیان مجوزهای اینگونه مراکز روزبروز در حال افزایش است. ( بگذریم ازعده
ای که شان و منزلت مدرسه و میز و تخته سیاه و گچ راحفظ کرده اند و تربیت و تعلیم در درجه
اول اهمیت کارشان قراردارد)اگرچندتا ازبروشورهای تبلیغاتی آنها رابه مقایسه بنشینیم دست
کمی از تبلیغات تلویزیونی درباره خواص چیبس و پفک و . . . ندارد. از آنجا که جامعه ما درحال
گرایش به تک فرندی است و خانواده ها تمام آمال و آرزوهای خویش را در وجود فزند ان دلبند
خویش جستجو می کنند ، اسیر تبلیغاتهای این چنینی می شوند و باتحمل هزینه های گزاف
سعی درایجاد زمینه پیشرفت فرزندان نشان دارند!.از این رو بدنیال مراکزی اینگونه می گردند.
لابد هرچه گرانتر بهتر!!!.
پس برای فوق العاده نشان دادن وجذب بیشتر باید قیمت هارا نجومی کرد!!!.
اینکه رواج فرهنگ کاسب کاری در امور فرهنگی خط قرمزی دارد یانه؟
اینکه آیا سازمانی متولی نظارت براینگونه مراکز هست یانه؟
اینکه نهادی برنحوه آموزش این مراکز احاطه دارد یانه؟
اینکه اینگونه مراکز در تعیین مقدار تکلیف بر والدین آیا تام الاختیاراند؟.
اینکه حدود وثقور این مراکز توسط گروهی متخصص تعیین می شو.د یانه؟
اینکه بازهم فقط در ابتدای شروع سال تحصیلی باید از آن سخن بمیان آید وبعد هیچ ؟
اینکه آیا نهادهای ناظر فقط نوعی بنگاه سخن پراکنی اند یاناظربرحسن اجرای قوانین؟
اینکه مردم فقط وظیفه دارند ناراضی باشند ومسئولین ذیرط دم از قوانین خوب ومحکم بزنند؟
اینکه بررسی شکایت از نهادهای ناظر براین مراکز، برعهده چه نهادی است؟
وبالاخره اینکه فرهنگ لغات از کلمه "غیرانتفاعی" ، چه تعریفی دارد؟!
پرسشهایی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است.