![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 14:3 توسط فروتن |
|
|
دلتنگیهایم رابتو می گویم:
دلتنگیهایم را بتو می گویم .از روزهای حماسه و شیفتگی، غروروغربت و سرافرازی. دلتنگیهایم را بتو می گویم. .ازدوراني كه پر ازشور و شعف بود. هیچکس برای اول شدن، تیترشدن ، تلاش نمی کرد ودربالای هروردی نوشته بود: "منیت ممنوع" دلتنگیهایم رابتو می گویم. ازروزهایی که تلاشـها مخفیانه بود.هرکـس سعی می کرد کـسی نفهمد پوتین ها راچه کـسی واکـس زده وجورابها را کی شسته است واین تا بالاترین رده ادامه داشـت . دلتنگیهایم را بتو می گویم. یاد روزی که دارایی مان را باهم تقسیم می کردیم وهمه درنــداریها بـدون اذن ورود ، خود راشریک می دانستیم. دلتنگیهایم را بتو می گویم. ایامی که ازخود مراقـبت می کردیم تا زبان به هرزگی نگردد. تـهمت وافترا؟ استغفرالله!!! . در ورودی ذهنمان نوشته بودیم: " اجتنبوامن الظن". وامروز: چراچنین شد؟ چراهرآنچه داشتیم ازدست دادیم؟اخلاق را.دوستی را.یکدلی را و...ادب را!!!. چطور شداز تهمت ابایی نداریم، ازانگ وافترا پروایی ؟!. چرا چنین شد ؟ بی پروایی در سخـن وناجوانـمردی در کلام،عین دینداری گردید . اتهام زدن برای ثواب بیشتر،!؟.براستی هدف وسیله را توجیه می کند؟!. چرا چنین شد؟ چرامحصول خونهای پاک بحراج گذاشته شد؟ چرا دایره دیدمان بخودمان محدودگردید؟ چرا همه چیز را دارند مثله می کنند؟. ازچه روبخود حق می دهیم ریشه ها راانحصاری کرده وشاخه هاراازبن برکنیم واتهامی بغایت سنگین بردامانشان بریزیم؟!. دلتنگیهایم را بتو می گویم. چه سخت است تحمل این ایام ابهام و اتهام.؟!. امشب حالم خیلی خراب است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:52 توسط فروتن |
|
|
این زخم بی مرحم را التیامی نیست. این چشمان اشکبار راپایانی. واین درد بی درمان را سرانجامی. پس بیا سردرگریبان هم نهیم و زیرخروارهاخرابه ای که ازخشت خشت امیدمان تلبار گردید بگرییم ، تا دل تب دارمان التیام یابد. بیم وامید.این دوقلوی زاییده درافق نگااه انسان، وچه زود امید دربدو حیاتش قالب تهی کرد. آهای ! آنهـایـــی که برای بزرگی مان خاک درنقاب کشیده اید، برخیزید.برخیزید و مارا دراین برهوت کذب وتزویر وریا، تکیه گاه باشید. ای ستاره های خاموش سرزمین اصالت ونیــک نژادی و نجابت ، برخیزید و ببینید چگونه از نـامتان نـانی ساخته اند، وازخونهای پاکتان روبان سرخی، تا دستاویزی باشد بـرای فـردا و فرداهایشان.! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:33 توسط فروتن |
|
|
متن ذیل در یکی از سایتها منتشر شد . قصد دارم در آینده بشرح وتحلیلی از این نوع مطالب بپردازم. ببینید:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:7 توسط فروتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|