![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
ازرنــــــــــــــــــــــــجی که می بریم 13..
ما را چه شده است و چه كردهايم که وارث اين وضعيت شدهايم؟ تنشهای موجود، تعارضات اجتماعی جامعه ، انشقاق دردناك نيروهاي انقلاب، کذب وافترا واتهام.چرا؟! بیاییم پرچم صداقت بـرافـرازیم ، توجيهگر نـاراستيها نباشيم . سقف توهم و خـودشيفتگي را بشکافيم و طرحي نو در اندازيم. بیاییم رجعتي صادقانه به سنتها و ارزشهاي ملی ودینی داشته باشیم. بیاییم از ادبیات غیر اخلاقی وغیرانسانی در کلام وبیانمان دست برداریم. بیاییم پرده حجب وحیا رابیش از این ندریم که شهره آفاق شدیم. بیاییم سخن سفیهان را بدور ریزیم ورفاقت پایدار بنا نماییم. بیاییم همه درمحکمه وجدانمان گفته ها وکرده های خود را بقضاوت بنشینیم. بیاییم پیام دین را متناسب با سلیقه و منافع خود درنیامیزیم. بیاییم خرافه و تحجر را به موعظه حسنه تبدیل کنیم . بیاییم با دور ریختن انگ واتهام دشمن را مغبون کنیم. بیاییم جاذبه ها را بیشتر کنیم وجلوی ریزشها را بگیریم. بیاییم خود را ملزم به قانـون بدانیم تااحدی جـرات نکند ازآن، سلاحی برای حفظ منــافع خود سازد. بیاییم فـرزندان نسبی انــقلاب را وارث آن بـدانیم که بیگانه خـواندن آنـان آب برآسیاب دشمن ریختن است. بیاییم همه رابیگانه ستیز ، یکتاپرست ووطن خواه بنامیم. بیاییم امیدرا را سرمایه، مودت راپیشه، دوستی راریشه ، برادری رامنش،صداقت راکردارو وحدت را روش خود قرار دهیم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 9:5 توسط فروتن |
|
|
ازرنــــــــــــــــــــــجی که می بریم! 12..
یـکی از آفاتی که سالهاست گریبانگیرگـروههای سیاسـی واجتماعـی جامعـــه ما گـردید ، اسـتفاده ازشبیه سـازی تاریــخی است. شـیوه غیراخلاقی که درهرسطحی ازجامعه، شاهد آن هستیم. برای درهم کوبیدن و خارج کردن افراد از صحنه ، بااستناد به رویــدادهای صدراسلام، رقیب را بیـکی ازشخصیتها وگروههـایـی که اذهان مـردم ما نیزنسبت بآن شناخــت کامل دارد، تطبیق کرده تا شخصیت اجتماعی فرد، از هیز انتفاع بیفتد. مثلا یكی را "طلحه" ودیگری را "زبیر"وسومی را "معاویه" و... می نامند. فـردی را به راحتی" بلعم باعورا" ودیگری را"فرعون" و"نمـرود"می خوانند. این روش غیـراخلاقـی عموما پوششی عوامـفریبـانه برای بردن آبـرو وحیثیـت افراد وحـكم كردن علیـه این و آن است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 13:26 توسط فروتن |
|
|
ازرنــــــــــــــــــــجی که می بریم! 11..
واژه هاوکلماتی که بیانگر ایثار ، رشـادت واز خودگذشتگی باشد درتمام مـلل وجوامــع ، به فراخور بینش واعتقاد آن فرهنگها ازجایگاه خاصی برخورداراست.درکشورما بدلیل بعددینی واعـتقاد مـذهبی، این واژه ها دارای حـرمت دوچندانی است.چراکه رزمـندگان ما درمبارزه باظلـم وستم وتجاوز،به تبعیت ازآموزه های دینی"حب الوطن "رانیز" من الایمان" می دانند. این واژه ها درعین وحدت درهدف،دارای چنان گستردگی اقلیمی وقبایلی است،بکثرت خاک ایران، فرهنگ ایران و تمدن ایران. آنهایی كه از طناب رابطه بالارفته اند. آنهایی که زینت رزمندگی وایثارگری را به عاریت دارند. آنهایی که برای مطامع ومنافع حزبی خویش مقدس ترین نامها را بتصرف خوددرآورده اند. باکدام موازین انسانی چوب حراج براین عناوین مقدس زده اند؟. باکدام موازین اخلاقی اهداف عالیه انسانهایی راکه جزو تاریخ این ملت هستنددرکشکول حزبی خود قرارداده اند؟. باکدام موازین دینی به حريم سرداران شهيد نـیز مي تازند؟ باکدام موازین انسانی خودرا میراث خوار شهادت ،ایثارورشادت رادمران تاریخ این مـزر وبوم می دانند؟ باکدام موازین اخلاقی،انسانی ودینی مردانی راکه ايران وايراني رابه اوج عزت وافتخاروسربلندی وشرف رسانده اند، درگنیجنه ثروت وقدرت خویش نهاده اند؟ چرا ازتاریخ غیرت، عزت ، سروقامگی،اسوه گی وایثار مردم این مرزوبوم استفاده ابزاری می شود؟ چراعده ای بخود حق می دهند با استفاده از این واژه ها برای اهداف حزبی خودآنرا انحصاری کنند؟ چرا عده ای که شایـد تعدادشات بـهمان صندلیهای خانه حزبی شان هم نمی رسد،بنام ایثار، رزمنده ،شهید، آزاده وجانباز، حزب تشکیل داده وافکار حزبی خویش راباین نامها می خوانند.؟ آیا متولیان فرهنگی نباید درمقابل این سرقت های ملی واکنش نشان دهند؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 6:25 توسط فروتن |
|
|
ازرنـــــــــجی که می بریم 0010 بیشترین دغدغه فکری بشردر طول تاریخ دستیابی به "حقوق" "عدالت" "برابری" "آزادی" و... بوده است. شاید عمده ترین دلیل آن، نگاه آرمانی انسان به حیات است.باگذشت عصرها وقرنهابشـر بایـن مهـم دست یافت تا: با وضع قوانیـن بسوی عدالت گام بردارد . تبعیـض از بین برود. حقوق مردم محتـرم شده شود. درتعارض با برداشتها ودیدگاهها،ارزشـهای حاکم بر جامعه که عصاره اش در قانون آن جامعه مدون است، بقضاوت بنشیند تا: گونه ها بـجای نوازش رنگین نشود. شانه ها در رسیدن بهم ، با لوله های گرم در نیامیزد و بیـن نیمکتها نیم قرن فاصله نیفتد . حـال چـه شـده است در فراینـد یک واقـعه که مـی شدبآسانی و با حفظ حـقوق وحرمت معترضین از کنار آن گـذشت ولـی رفته رفته به بحرانی ریشه دار تبـدیـل گردید؟!. وقتی حرکات تحریک آمیزوروشهای خشنی که درگفتاروکردارتوسط برخی،هرروز شدت می یابد. وقتی نگرش افراطی بادرهم آمیختن به توجيه واعتقاد وبادردست داشـتن ابزاررسانه ، سعی در بقای فضای امنیتی داشته باشد. وقتی برخی باهیاهووتبلیغات بجای کمک بروشن شدن حقایق ازهمـان ابتدامسیرنـزاع را منحرف وسـعی در جلوگيـري از روشـن شـدن حــق و اصل ماجرا داشـته باشــند. وقتی این تفکرحـاکم باشد که هرکس ازدولت انتقادکرد،آدمی بد و وابسته بیگانه اسـت. وقتی افـرادی (مغرض یامعتقد) سعی درضیق کـردن دایــره طـرفـداران نــظام باشــند. وقتی بـرخی بجای کوشش درحل مشکل،بااتهام وانگ ووابستگی،تلاش درپاک کردن صورت مساله داشته باشند. وقتی برخی بجای تلاش دررفع سوءتفاهم،بدنبال نمونه تاریخی درصدر اسلام باشند. وقتی عده ای برای حفظ نظام وظیفه خودرا توجیه اعمال وکردارهای ناشایست بدانند. وقتی برخی فکرمی کنند برای حفظ نظام، وظیفه شان سکوت است. وقتی برخی فکر می کنند برای حفظ نظام باید مسایل راپیگیری نکرد. آیا شده که بیندیشیم با اینگونه رفتارها: ایمان مردم راهدف قرارداده ایم؟. اعتقادات را بخاطر حفظ خود، فدامی کنیم ؟.دروغ و فریب وسیاست بازی را دراذهان"نشا" کردیم؟ واینکه بالاترین سرمایه یک نظام همان اعتماد مردم است حداقل بین درصد بالایی ازمردم ازدست می رود؟ بیـــاییــــــــــــــم : برای حرمت خون هزاران انسانی که برای اعتلای نام وطن ،عقاید وفرهنگشان ازنامـشان گذشته اند، از نامـشان نان نـسازیم.خود را به غفلت نزده واین زخم را باور کنیم. بجای متهم کردن این وآن بدرمان آن بپردازیم. ازمطلق انگاری دست برداریم. ازپس هیاهو وگردخاکی که خود براه انداختیم بدرآییـم. بفهم دیگران احترام بگذاریم. همه را دلسوزایران واسلام بدانیم.خودرامرز حق و باطـل نبینیم . بعنوان یک انسان خویش را ازخطا (که ازعوارض آن است !) مصون ندانیم. پرسشـهای موجود ذهنی جامعه راپاسخ گوییم. سکوت توام با آرامش فراهم نماییم (ونه سکوت نهفته در پس خاکستر). ازشاد کـردن آنی دشمن نهراسیم که ریشــخند دایمـی اش رنــج آور است. وحدت را یک طرفه تعریف نکنیم که ستم بردوســــــــــــــتی وبـــــــــرادری است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 0:32 توسط فروتن |
|
|
ازرنـــــــــــــــــــــــــــــــــجی که می بریم 9 ...
والاترین وبالاترین هدف از بعثت رسول خدا(ص) اخلاق بود. پایبندی باخلاق ، ازجمله مهمترین شاخصه یک جامعه سالم است. اخلاق فردی، ساختار شخصیتی فرد را می سازد. اخلاق اجتماعی، جامعه را از رذایل وناهنجاریها درامان قرار می دهد. اخلاق شغلی، موجب تضمین سلامت افرا د جامعه خواهد بود. اخلاق درصاحبان مناصب یعنی استیفای حقوق عامه. اخلاق درصاحبان مناصب ، یعنی ضامن امنیت . اخلاق درصاحبان مناصب ، یعنی آرامش روان جامعه. اخلاق درصاحبان مناصب ، یعنی پایان دغدغه ها و دلواپسی ها. اخلاق درصاحبان مناصب ، یعنی لبخند بزندگی . اخلاق درصاحبان مناصب، یعنی همان که باید باشد. --------------- وقتی اخلاق به بدترین وجهی مورد تعدی قرار گیرد. وقتی بسیاری از انسانهای پاک، در معرض اهانت و تهمتهای نارواقرار گیرند. وقتی اعتقادات فدای مصلحت های سیاسی گردد. وقتی صداقت درمسلخ منافع گروهی ذبح گردد. وقتی از مقدسات تفسیر برای گردد. وقتنی ارادت به حضرت ولي عصر(عج) پوششي براي نديدن ضعفها قرار گيرد. وقتی بنام عدالت کام ظلم شیرین گردد. وقتی جمهوريت و اسلاميتی که بااهدا خون بهترین فرزندان این آب وخاک بدست آمده است ، لطمه ببیند. وقتی در قضاوت جانبدارانه عمل شود. همه نشانگر افول اخلاق است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 23:6 توسط فروتن |
|
|
ازرنـــجی که مـی بریـم! 8...
جامعه ای به پویایی و کمال می رسد که اخلاق را سر لوحه تمامی رفتار ، کردار، منش و روش خویش قراردهد.اخلاق ابزاری بازدارنده و خودکنترلی بسیاری ناهنجاریها ست.اخلاق عمده ترین عامل ثبات،آرامش،امنیت افرادوقوام و دوام خانواده ومجموعه جامعه می باشد. بزرگترین خطری که جامعه امروزی ما راتهدیدی می کند افول اخلاق است . وقتی تمایزهای متعفن قارونی هنوز پابرجاست وتوانگر درطغیان ومحروم در حرمان باشد. وقتی معنویت از جامعه رخت بربسته وروح وجان جامعه در غبار مادیت سرگردان باشد. وقتی هر فرد وگروهی خود را" حبل الله" بپندارد. وقتی رفاقت ها برقابت ورقابت ها بخصومت تبدیل شود. وقتی بسیاری از اهل ادعا، عملا شعار "هدف وسیله را توجیه می کند" در پیش گرفته باشند. وقتی هر عمل مذ موم وحرامی را بشود غسل تعمید داد واباحه گری پیشه کرد. وقتی نگرش انسانی، در نگاه ها ومقدس ترین افکار وپاکترین مشاغل، کمرنگ شود. وقتی بسیاری ازمدعیان" با محک تجربه مال اندوزی" سیه روی شوند. وقتی دانشگاههای مابجای انسانهای فرهیخته، مشتی تهی از عقاید واخلاق از درخروجی آن بیرون آید. وقتی حوزه های علمیه ما بجای دنیا گریزی ، به مال اندوزی مشغول شوند. وقتی متدینین ما بجای عمل به" احوط" دامن " توریه"را آنقدر چین بدهند که چیزی درسجاده ها جا نماند. وقتی روشنفکران ما در جمع بندی سنت ومدرن توی تاریکی بدنبال خویش بگردند. وقتی متشخص ترین افراد هنگام رانندگی حقوق جمعی را پایمال کنند. وقتی بقال وشاطر ورفتگر وراننده ومیوه فروش ونون خشکی ودکه دارو... هیچ انتقادی را بر نتابند. وقتی صاحبان مشاغل تعهد مالی را برتعهد انسانی ترجیح وابتدایی ترین اصول اخلاقی پایمال شود. وقتی فقط گفتن وگفتن گفتن به عملی روزمره تبدیل شده باشد. وقتی درخشکسالی بارش محبت ودوستی، بقحطی وجدان دچار شویم. وقتی عدالت معیشتی شعار ی بیش نباشد. وبالاخره وقتی... همه وهمه باین دلیل است که دچار فقر اخلاقی شده وجامعه از بی اخلاقی رنج می برد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:7 توسط فروتن |
|
ازرنــــــــــــــــــــــــــــجی که می بریم ! 7...بدون شک عوامل گوناگونی زمینه سازشکل گیری یک جامعه ســالم وپـویا است . سلامت روحـی وروانـی افراد،ازجمله فاکتـورهای مهم آن است واین بدون سلامت جسم وتـن ممکن نخواهد بود. پزشکان متـعهد ، با تـلاش بیدریغشان، سلامتـی و صحت تن را به مردم هـدیـه می نما ینـد . پزشکا نی که درتنگناهای مختلف درکنارهموطنان خویش دست باقدامات فوق العاده وتحسین برانگیززده وجان هزاران هم نوع خویش را نجات بخشیده ومی دهند که رهانیدن یک انسان ازخطر مرگ بمنزله احیاء یک جامعه است. ازسوی دیگرامروزه طیفی ازپزشکان متخصص وعمومی کم سواد(که تعدادآنهانیزکم نیست) درهرکوی وبرزن تابلویی علم کرده اند وبلای جان خانواده ایرانی شده وهـرروزه برتعدادشان افزوده می شود وهیچـگونه اقدامی درکنترل و یا آموزشـهای دوره ای برای آنها صورت نمی گیرد. اینکه کمرنگ شدن تعهد اخلاقی در پزشکی، سلامت جامعه را تهدید کند. اینکه سلامت مردم درزدوبندهای مادی، فدای نگاه کاسب کاری پزشکان شود. اینکه نگاه اعتماد ی به پزشکان، ابزاری برای درآمدهای شغلی گردد. اینکه پزشکی،بدون مطالعه وکمـک گرفتن ازابزارهای شناخت بیماری،اقدام تجویزداروهای مختلف کند. اینکه پزشکی،با تکیه براحتمالات وتجویزداروبرمبنای حدس وگمان، موجب بیماریهای جدید ( دراثرمصرف دارو) دربیمارگردد. اینکه پزشکی،صرفا بدلیل کسب موقـعیت ،اقدام به درمان بیماریهایـی می نمایند که خـارج از حیطه تخصصی او باشد. اینکه پزشکی، بااقداماتی خارج ازتخصص، موجب شدت بیماری ویا حتا مرگ بیمار شود. اینکه باعلم به عوارض ثانوی بسیاری ازداروهای شیمیایی، نوعی بی مبالاتی درتجویز دارو وجود دارد. اینکه براساس آمارهای رسمی بالاترین سرانه مصرف دارودردنیا متعلق به کشورمان است. اینکه پزشکی باسوء استفاده ازاعتماد بیماروصرفا بدلیل کسب درآمد بیشتر،بی جهت موجب استرس، ،سرگردانی وتحمیل هزینهای سنگین بربیمار شود. اینکه بسیاری ازبیماریها صرفا با ایجاد حس اعتماد توسط پزشک وبدون تجوبزدارو، درمان شده ولی پزشکان با علم بآن، دارو تجویز کنند. اینکه عموما ، پزشکان هنگام بروزبسـیاری ازبیماریها درخود ونزدیکان خویش، درصورت امکان از مصرف داروها (ویا دربعضی موارد جراحی) خود داری کنند ، اما نسبت به مردم چنین نباشند. اینکه پزشکان در حاشیه امنیتی کامل بر درمان مردم بسر برند. اینکه مراکزصوری دربازخواست پزشک خطا کار،عملاهیچگاه بنفع زیان دیده رایی صادر نکنند. مسایل روزمره در جامعه ماست. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 2:4 توسط فروتن |
|
|
از رنجی که می بریم! 6... زبان تنها وسیله ایجاد ارتباط بین یک جامعه نسیت بلکه شخصیت ، هویت و فرهنگ جامعه بآن باز می گردد. زبان فارسی میثاق ملی ، نماد وحدت ویکپارچگی و بخشی از تمدن ملت ایران است . "زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران ، فارسی است./ اصل 15 قانون اساسی" برهرایرانی وفارسی زبان وظیفه ای است که در صیانت ونیز گسترش آن به دیگر ملل کوشا باشد. اینکه بعضی ازمسئولین کشوری برخلاف عرف بین الملل با سفربه کشورهای همسایه (بدلیل تسلط ) بازبان عربی اقدام به مذاکره رسمی می کنند. اینکه فرهنگستان زبان وادب فارسی بجای پرداختن به وظایف خویش، بیشتر به مکانی برای پاتوق عده ای تبدیل شده است. اینکه قواعد دستوری ، نگارشی وگفتاری در درجه چندم اهمیت برای رسانه ملی قرار دارد و درمواردی مجریان آن پس ازاستفاده از لغات بیگانه با حالت تمسخر اقدام به معادل فارسی آن می کنند. اینکه صدا وسیما با دعوت ازبعضی افراد بدلیل تعصب قومی( با وجود ایرانی بودن و تسلط برزبان ملی) حاضر به سخن گفتن با زبان فارسی نیستند ومجری برنامه نیز بعنوان مترجم عمل می کند. اینکه تعدادی از باشگاههای ورزشی با یدک کشیدن عنوان فرهنگی ، بازی کنان خارجی آنها اجباری دریاد گیری زبان فارسی ندارند.. اینکه تعدادی بازیکنان عرب ، با وجود حضورچند ساله در ایران همرا با مترجم در برنامه نود شبکه سوم حاضر می شوند. اینکه بکار گیری اصطلاحات ولغات بیگانه در نسل جوان تبدیل به نوعی فرهنگ وتشخص گردیده است. هر ایرانی دلداده به زبان وفرهنگ کهن این مرز وبوم را می آزارد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:28 توسط فروتن |
|
|
از رنجی که می بریم 5... حوادث تاريخی ازيك طرف دارای علل و دیگرسو از اهداف و انگیزه خاصی برخوردار است . اگر در بیان علل و انگيزههاي آن حادثه و یا تفسیرآن،بگونه دیگری بیان شود، این عمل خیانت بتاریخ بشریت است. بدون شک نهضت امام حسین(ع) از جمله وقایع تاریخی است که در دنیا نظیر ندارد . خوشبختانه با گذشت قرنها اسناد و مدارک این واقعه بی همتا موجود و کمتر دست خوش مرور زمان شده است. دریغ که این قیام الهی در مداحی ومراثی ، دچار تغییر و تحریف شده و چنان ساز و برگهايي بر پيكره اين حماسه جاویدان افزوده شد كه بعضا بااغراق وغلو چهره با عظمت ونوراني آن تیره و عاری ازصفای واقعی گردیده است. اینکه چراهرساله درایام محرم ازتحریفات واقعه عاشوراسخن بمیان می آیدامااقدامی صورت نمی گیرد؟. اینکه چرا عده ای با آلوده کردن سنت عزاداری به خرافات و اعمال خرافی و بیاساس، اقدام به برپایی عزاداری واقعه عاشورا می کنند؟. اینکه چراعده ای حتی با استفاده از اشعار توام باشرک وافترا،چهره منور این واقعه رامخدوش جلوه داده ولی هیچ ممانعتی از آن بعمل نمی آید؟. اینکه چرا مداحی ومراثی برامام حسین (ع) بیکباره از جنبه ارزشی به موضوعی تفننی تبدیل گردیده است؟. اینکه چرا بجای سم زدایی درنحوه گرامیداشت واقعه عاشورا، با ترویج خرافه گویی وغلودردودهه اخیر، بیشترین آسیب برفرهنگ عاشورا وارد شده است؟. اینکه چرا عده ای با نت ها وآواهای تقلیدی ازموسیقی های کافه ای و لوس آنجلسی اقدام به مدیحه سرایی می کنند؟. اینکه چراازعده ای مداحان که بیشتر به معرکه گیران دوره گرد شبیه اند،درمراسم عزاداری دعوت بعمل می آید؟. اینکه چراازُمداحی عده ایُ باوجود قرائت اشعار شرک آلود،سخیف ودورازاهداف عالیه قیام حسینی دررسانه ملی مورد استفاده قرار می گیرد؟. اینکه چرادرطول سالیان متمادی تذکرصاحب نظران واندیشمندان متدین ودلسوز ره بجایی نمی برد؟. اینکه چه دستهایی در رواج لاابالی گری در مداحی ها دخیل است ؟. اینکه چرا نهادهای مسئول به ابراز تاسف بسنده کرده ولی درعمل خود مروج ا ین روشهای سیئه هستند؟. اینکه چرا حمل آلات و ابزاری که حتی پهلوانان اساطیری نیز درنیرد ها آن را بدست نگرفته اند،به نماد عزاداری واقعه کربلا تبدیل شده است؟. اینکه چرا عده ای برای جذابیت مخاطبین ازروشهای کاملا ناثواب استفاده کرده و این روش نابخردانه در سالهایی اخیر بطورافسار گسیخته رواج یافته است؟. پرسشهایی است که انسان را می رنجاند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 23:50 توسط فروتن |
|
|
از زنجی که می بریم ! 4... چگونگی وضع قوانین ، آیین نامه ها و بخشنامه ها ازلحاظ کیفی و منطبق بودن روح قوانین با مقتضیات زمان،نحوه ومیزان پذیرش جامعه جملگی اموری است که قانونگذارباید بآن توجه نماید اگربه هردلیلی بخشنامه هاوآیین نامه ها،زمینه اجرایی نداشته باشد ویاروح این قوانین با فرهنگ وسنن جامعه منطبق نباشد وازسوی دیگر بسترها ی اجرایی نیز مهیا نشده باشد، اعمال این گونه قوانین ، اثرات فرهنگی و اجتماعی نامطلوبی درجامعه برجای خواهد گذاشت. ازسوی دیگر اگر تمامی شرایط لازم در وضع قوانین مهیا باشد ولی نحوه اجرای آن از مدیریت قوی برخوردار نباشد نیز،به همان میزان آثارزیانباری خواهد داشت. بنابراین دردوسوی قضیه، انعکاس، بازتاب واثرات مثبت ومنفی آن درجامعه،چنان بالاست که زمینه سازشکل گیری نوعی فرهنگ اجتماعی می گردد.شایدعمروزمان اجرای این قوانین کوتاه باشد ولی نحوه مدیریت براجرا،اثرات ماندگاری بر اذهان جامعه خواهد گذاشت. یکی از مشکلاتی که امروزه گریبانگیرجامعه ما است ، مدیریت ضعیف بر اجرای قوانین است . این عمل ضمن صدمات گوناگون مادی ومعنوی ، دارای تبعات مختلف بوده وعاملی برای رواج فرهنگ اباحه گری نسبت به قوانین می گردد . نمونه بارز آن برنامه راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی دررابطه باطرح تعویض پلاک (طرح برچسب معاینه فنی و... )است . اگر کمی درسیر زمانی اجرای این طرح از اواخر دهه هفتاد تا بامروز بنگریم، گویای بسیاری ازواقعیتها درطول اجرای این برنامه می باشد. اینکه دستوراجرای قوانین ابلاغ، ولی در گذر زمان هیچگونه پشتکاری درعمل بآن وجود ندارد. اینکه زمان اجرای قوانین محدود ولی مدت تمدید آن نامحدود باشد. اینکه ابهت کلام مدیران اجرایی با تکرار تمدید های فراوان از هیز انتفاع بیفتد. اینکه اذهان اولیه عامه، بر جدی نبودن مدیران برعمل به قوانین دروقت مقررباشد. اینکه با فرض برتمدید مهلت اجرای قوانین هیچکس خود را ملزم به انجام آن دروقت مقررنداند. اینکه رواج فرهنگ لاقیدی نسبت به قوانین در جامعه ما نهادینه شده باشد. اینکه مدیران بجای سماجت دراجرای قوانینی که عموم ازآن منتفع اند،با مسامحه برخورد نمایند. اینکه مدیران در موارد لازم بجای جدیت ، با مماشات ، ابهت قوانین را در اذهان تنزل می دهند. اینکه بااهمال کاری عده ای ، حقوق انسانهای قانونمند ومنضبط تضییع می شود. اینکه عده ای با دهن کجی به قوانین موجب سلب حقوق افراد جامعه گردند. همه ناشی از سوء مدیریتی است که انسان از آن رنج می برد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 12:58 توسط فروتن |
|
|
ازرنجی که می بریم ! 3 ... بزرگترین چالشی که امروزه متولیان فرهنگی جامعه با آن روبروست گرایش به روزمره گی و نگاه کاسب کارانه به آن بوده واین روش روزدرحال گسترش است. ازجمله آن امورتعلیم وتربیت وآموزش فرزندان این مزر وبوم می باشد. از دبستان وراهنمایی گرفته تا دبیرستان و دانشگاه . این نگرش در سطوح پایین تر ، مانند مهدهای کودک و پیش دبستانی ازچنان رونقی برخوردار است که گویا اگر روند بر همین منوال ادامه یابد، عنقریب دلالان زمین ومسکن را نیز بوسوسه می اندازد !!!. متقاضیان مجوزهای اینگونه مراکز روزبروز در حال افزایش است. ( بگذریم ازعده ای که شان و منزلت مدرسه و میز و تخته سیاه و گچ راحفظ کرده اند و تربیت و تعلیم در درجه اول اهمیت کارشان قراردارد)اگرچندتا ازبروشورهای تبلیغاتی آنها رابه مقایسه بنشینیم دست کمی از تبلیغات تلویزیونی درباره خواص چیبس و پفک و . . . ندارد. از آنجا که جامعه ما درحال گرایش به تک فرندی است و خانواده ها تمام آمال و آرزوهای خویش را در وجود فزند ان دلبند خویش جستجو می کنند ، اسیر تبلیغاتهای این چنینی می شوند و باتحمل هزینه های گزاف سعی درایجاد زمینه پیشرفت فرزندان نشان دارند!.از این رو بدنیال مراکزی اینگونه می گردند. لابد هرچه گرانتر بهتر!!!. پس برای فوق العاده نشان دادن وجذب بیشتر باید قیمت هارا نجومی کرد!!!. اینکه رواج فرهنگ کاسب کاری در امور فرهنگی خط قرمزی دارد یانه؟ اینکه آیا سازمانی متولی نظارت براینگونه مراکز هست یانه؟ اینکه نهادی برنحوه آموزش این مراکز احاطه دارد یانه؟ اینکه اینگونه مراکز در تعیین مقدار تکلیف بر والدین آیا تام الاختیاراند؟. اینکه حدود وثقور این مراکز توسط گروهی متخصص تعیین می شو.د یانه؟ اینکه بازهم فقط در ابتدای شروع سال تحصیلی باید از آن سخن بمیان آید وبعد هیچ ؟ اینکه آیا نهادهای ناظر فقط نوعی بنگاه سخن پراکنی اند یاناظربرحسن اجرای قوانین؟ اینکه مردم فقط وظیفه دارند ناراضی باشند ومسئولین ذیرط دم از قوانین خوب ومحکم بزنند؟ اینکه بررسی شکایت از نهادهای ناظر براین مراکز، برعهده چه نهادی است؟ وبالاخره اینکه فرهنگ لغات از کلمه "غیرانتفاعی" ، چه تعریفی دارد؟! پرسشهایی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 23:56 توسط فروتن |
|
|
ازرنجی که می بریم 2... یکی ازعوامل سنجش و معیار دربررسی یک جامعه سالم ، پایبندی به فرهنگ ، سنن و معنویت در آن جامعه است. اینکه چرا جامعه ما هرروز از سنن آباء واجدادی خویش فاصله می گیرد. اینکه چرا معنویت ناشی از دیانت در حال کوچ کردن است. اینکه چرا نسل جوان ما دچار نوعی از خود بیگانگی شده است. اینکه چراازدهه هفتاد به بعد،فرهنگ اشرافیت وتجمل پرستی درجامعه ما رواج پیدا کرد. اینکه چرا دردهه های اخیر مردم ما بسیاری ازداشته های معنوی خود را ازدست داده اند. اینکه چرا فرهنگ مادیت ودنیاپرستی در بسیاری از دنیا گریزان ما رخنه کرده است. اینکه چرا امروزه بسیاری از امورمعنوی بجای اینکه بدل بنشیند دیده ها راپرکرده است. اینکه چرا نسبت به بسیاری از رزایل اخلاقی ، فرهنگ اباحه گری حاکم شده است. اینکه چرا ارزشها اینگونه لگد مال شده ونسل نوپای ما، ازآن جزخاطره چیزی نمی داند. سوالهایی است که متولیان امور فرهنگی ومذهبی باید پاسخگو باشند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 10:41 توسط فروتن |
|
|
ازرنجی که می بریم ! 1... یکی ازعواملی که قوام ودوام جامعه برآن استواراست، پایبندی به اصول وقانون است که بعنوان میثاق ملی و با تکیه برآراء ملت برسمیت شناخته شده است.اگرقانون بعنوان فصل الخطاب تمامی اقشار واصناف واحزاب ونیززمامدارن شناخته شود، بسیاری ازدغدغه ها بکنارمی رود ، روح و روان جامعه بجای دلواپسی، دربستری امن بزندگی توام با آرامش وصفا وصمیمیت خود ادامه می دهد. اینکه چراباگذشت نزدیک به سه دهه ازانقلاب، هنوزعده ای برخودار،با زیرپانهادن به تمام قوانین خودرا مبرا از پاسخگویی می دانند. اینکه چراعده ای بانفوذ در مراکزمهم ، حاشیه امنیتی درست کرده اند که تمامی دست آوردهای انقلاب رانشانه رفته اند.. اینکه چراعده ای با درز شمه ای ازاخبارفساد اقصادی شان خود را( حتا جهت مبرا کردن خویش از اتهامات) مسئول پاسخگویی به افکارعمومی نمی دانند. اینکه چراعده ای تا زمان عدم تعارض و تضاد قانون با منافعشان شعار قانون سرمی دهند. واینکه چرا... پرسشهای بدون پاسخی است که دلهای شیفته انقلاب را بدرد می آورد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط فروتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|