![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
فردی که رنجش در او بصورت عادت در آمده باشد، این عادت به احساس " خود دلسوزی" منجر می شود که بد ترین عادت احساسی ممکن در انسان است. دراین صورت،شخص بدون زمینه وعلت هم احساس ناراحتی می کند وقدرت تفکرمنطقی وطبیعی راازدست می دهد. به دنبال بی عدالتی می گردد تابرای احساسش توجیهی پیدا کند .خود را آدم حیف شده و قربانی مظلومی می پندارد که برای بد بخت شدن متولد شده است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 17:53 توسط فروتن |
|
|
شخصی که دربرابر حادثه ای احساس رنجش می کند در واقع فرد رنجیده ای است که می کوشد حقانیت خود را ثابت کند. بسیاری ازافراد رنجششان پس ازچندی تبدیل به عادت می شود وازاحساس مظلومیت لذت می برند . وقتی از روی عادت خود را قربانی بی عدالتی احساس کردند ، تدریجا خود را قربانی می بینند. دراین صورت احساس درونی شان مترصد یافتن دستاویز برای پیدا کردن نشانه های بی عدالتی واحساس مظلومیت است . حتی در صورتی که شرایط خارجی آن تحقق نیابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 23:35 توسط فروتن |
|
|
شخصیت شکست طلب برای توجیه ناکامی خود ، اغلب گناه ناکامی را به گردن جامعه ، سیستم زندگی وعوامل دیگر می اندازد . از موفقیت و خوشبختی دیگران رنج می برد و گناه همه چیز را به گردن بی انصافی شرایط می اندازد. احساس رنجش درواقع کوششی برای توجیه شکست است امارنجش نه تنها داروی شفا بخش ناکامی نیست بلکه آن راتشدید کرده وسم مهلک روان انسان است وانرژی عظیم انسان رامحو و نابود می کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 0:46 توسط فروتن |
|
|
انسان موجودی هدف جو ست، وقتی در راستای هدف مثبتی قرارگیرد ، طبیعتا و به طورعادی درجهت تحقق به آن هدف تلاش می کند.خوشبختی نشانه ای از عملکرد طبیعی وعادی است ووقتی انسان به عنوان یک هدف جوعمل می کند، بدون توجه به شرایط ، احساس خوشبختی می کند . وقتی آزمایشگاه اد یسون کاملا سوخت ،ازاو سوال کردند حالا می خواهی چکار کنی؟ گفت : " از فردا صبح شروع به ساختن مجدد آن می کنم ." |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:2 توسط فروتن |
|
|
احساس در ماندگی زمانی دست می دهد که انسان از رسیدن به هدف وخواسته مهمی باز می ماند . همه انسانها در طول زندگی احساس نا کامی و درماندگی را تجربه می کنند . وقتی بزرگ شدیم به این نتیجه می رسیم که امکان دست یابی فوری به تمامی امیال و آرزوهایمان وجود ندارد و یاد می گیریم که کامل بودن نکته آرمانی است واگرنرسیدیم نقص نیست.اگربحدودخواسته هایمان هم برسیم کافیست. در این مسیر باید حد مشخصی ازدرماندگی را تحمل کنیم. ماکسول مالتز می گوید : درماندگی مزمن، اغلب معنایش این است که هدفهای غیرواقعی را برگزیده ایم یا تصویر شایسته ای از خود نداریم ویا هر دو. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 12:23 توسط فروتن |
|
|
انسان دارای مکانیزم هدف جوست. ما برای غلبه برمحیط ، برای حل مسایل و دستیابی به هدف ساخته شده ایم . وقتی فاقد هدف مشخص باشیم، وقتی به چیز خاصی علاقه نداشته باشیم ، در واقع گرد دایره ای می چرخیم . احساس گم شدن می کنیم،زندگی را پوچ وبی هدف می بینیم. بدون هدف داشتن، بدون میل غلبه برمحیط ،هرگزبه رضایت وخوشبختی نمی رسیم. آنهایی که زندگی را پوچ وبی ارزش می دانند، درواقع منظورشان این است که شخصا هدف با ارزشی ندارند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:56 توسط فروتن |
|
|
موفقیت و شکست قابل تشخیص است . زیرا انسان بدون زمینه هیچوقت به موفقیت یا شکست نمی رسد . واقع بینی و صداقت با خویشتن،چراغی ست که همیشه درتنگناهای زندگی به یاری انسان می شتابد.خوب بیندیشیم تابذرهای شکست وموفقیت رادرشخصیت وکردارمان جابجا نکنیم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:26 توسط فروتن |
|
|
هیچ کس نمی تواند درصد درصداوقات زندگی خوشخبت باشد،اما می توان به کمک اندیشه و یک تصمیم ساده، علیرغم همه حوادثی که بین ما وخوشبختی فاصله انداخته،شاد وشاد کام زندگی کینم.اغلب عادت کردیم ازحوادث،اتفاقات وناکامیهای جزیی وبی اهمیت احساس رنجش کنیم وخاطر مانرا می آزاریم و این حالت بمرور تبدیل به عادت می شود. بمرور این حوادث ما رابه ساز خود می رقصانند و به میل خود ما را به واکنش وامی دارند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 23:58 توسط فروتن |
|
|
هر روزی ازعمر ما آمیخته ای از خوشیها و ناخوشیهاست. دنیا پرازحقایق جوراجور است ودرزندگی خصوصی ،هر کسی می تواند بین بد بینی و ملازم آن (ترشرویی) و خوشبختی و ملازم آن(خوشحالی) دست به انتخاب بزند.همه چیز به انتخاب وتوجه و تصمیم ما بستگی دارد . خوشی به همان اندازه ناخوشی، حقیقت زندگی است. مساله این است که می خواهیم به کدام حقیقت بها بدهیم وچه افکاری درذهن خودبپرورانیم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 23:59 توسط فروتن |
|
|
یکی از علل خوشبخت نشدن آدما این استکه روی آینده سرمایه گذاری می کنند. زندگی نمی کنند،از زندگی امروزلذت نمی برند، پیوسته منتظرند که در آینده اتفاقی بیفتد تا به خوشبختی برسند. زندگی مجموعه ای ازمساله هاست.اگرقراراست که خوشبخت شوید، باید خوشبخت باشید، چرا که با حل هرمساله ای مساله دیگری بروزمی کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم دی 1385ساعت 16:23 توسط فروتن |
|
|
تصویر ذهنی و عادتهای انسان با هم در ارتباطند . با تغییر یکی از آنها ، دیگری هم خود بخود تغییر می کند . عادت در واقع جامه شخصیت است وبرحسب تصادف به وجود نیامده است. عادتها در واقع قواره وجودانسان هستند و با شخصیت انسان سازگاری دارند. ایجاد عادت آگاهانه شخصیت جدیدی را پرورش می دهد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 2:24 توسط فروتن |
|
|
خوشبختی اتفاقی نصیب کسی نمی شود . برعکس خود شما در باره آن تصمیم می گیرید . اگر منتظر بمانید تا خوشبختی خود را به شما برساند، یا اینکه برحسب اتفاق نصیب شما شود ، یا دیگران آنرا برایتان بیاورند، احتمالا باید همه عمر رابانتظار بگذرانید . هر روزی ازعمرشما آمیخته ای از خوشیها و ناخوشیهاست و دنیا پر از حقایق جوراجوراست. همه چیز به انتخاب، توجه وتصمیم گیری ما بستگی دارد. مهم این است که می خواهیم به کدام حقیقت بها بدهیم و چه افکاری در ذهن خود بپرورانیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 23:25 توسط فروتن |
|
|
در شرایط اندوهبار و جونامناسب کافیست احساسات رنجش وعقاید مخالف خود رابه معرکه اضافه نکنیم ،ناراحتی مان ازاین کمتر خواهد شد. دست کم بر ناراحتی های مان نیفزودیم. اپیکتتوس می گوید : " ناراحتی انسانها نه در اثر بروز حوادث ، بلکه به خاطر نظری است که از این حوادث دارند." |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 19:37 توسط فروتن |
|
|
می توانیم به کمک اندیشه وبا گرفتن یک تصمیم ساده به خوشبختی برسیم ودر بخش اعظم زندگی علیرغم همه حوادث جزیی وقایعی که حالا میان ما وخوشبختی فاصله انداخته ، شاد وشاد کام زندگی کنیم. اغلب ما عادت کرده ایم که ازحوادث و اتفاقات و نا کامیهای جزیی و بی اهمیت و نظایر آن احساس رنجش کنیم ، خاطرمان را می آزاریم و غرولند مان بلند می شود . مدتها روی این طرز واکنش ، سرمایه گذاری کرده ایم ، حالا عادت ما شده است . بخش عمده از آنجا سر چشمه گرفته که حادثه ای را اهانت به خویش تلقی کرده ایم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 22:41 توسط فروتن |
|
|
خوشبختی یک عادت و برداشت ذهنی است . وقتی خوشحال هستیم بهتر فکرمی کنیم نتیجه کارمان بهترمی شود، حالمان بهتر واحساس سلامتی بیشتر می کنیم ، اندانهای حسی ما بهتر کار می کند . به همان اندازه که گردش خون در بدن انسان با اخلاقیات رابطه داردخوشبختی هم دارد.هر دو برای سلامت و رفاه انسان ضروری هستند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 23:44 توسط فروتن |
|
|
اگر می خواهیم قطار اندیشه واراده مان وسیع ، متنوع و موثر باشد باید عادت کنیم که اندیشه رااز شر بازتاب های نهی آمیز نجات دهیم و ذهن را از نگرانی نتایج کار برهانیم . این عادت مثل سایر عادتها ، ایجاد کردنی است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 0:2 توسط فروتن |
|
|
دور اندیشی ، وظیفه مندی،عزت نفس ، هیجان بلند پروازی و هیجانات اضطرابی،البته باید سهمی درزندگی داشته باشند .اما باید حتی المقدور محدود به زمان تصمیم گیری نشوند . درجزئیات دخالتشان ندهید. وقتی تصمیمات را گرفتید ، وقتی نوبت اجرای تصمیم رسید ، دیگر مطلقا به نتیجه کار فکر نکنید . قفل دستگاه خرد وعمل را باز کنید ، بگذارید آزادانه کارش را بکند . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 0:54 توسط فروتن |
|
|
باورهای منفی حاصل اندیشه و احساس است . اگر بتوانید احساسات و هیجانات عمیقی را در خود برانگیزید ، افکار واندشه های جدیدی ایجاد می کنید تا شما را از شرباورهای منفی نجات دهند . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 1:10 توسط فروتن |
|
|
ماکسول مالتز می گوید: خداوند انسان را زنان و مردانی می بیند که کارهای زیادی از عهده شان ساخته است. او ما را ا نسانهایی روشن، متکی به نفس و بشاش می بیند. در نظر او ما قربانیان مفلوک دنیای هستی نیستیم ، اربابان هنر حیات هستیم به همدردی احتیاجی نداریم ، خود به دیگران کمک می کنیم . خود اندیش نیستیم و در خود فرو نمی رویم . وجودمان مملو از عشق و محبت و میل به خدمت است. بیائید به خویشهای واقعی بیندیشیم که لحظه ها را می سازد. بیائید امکان تغییر را بپذیریم و به آن خویشی که در فرایند شدنش هستیم معتقد باشیم.. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 7:21 توسط فروتن |
|
|
اشتباهات ، ناکامیها وحتا گاهی اوقات حقارتهایمان، قدمهای لازم یاد گیری هستند اما اینها ، نه خود هدف ، بلکه وسیله رسیدن به هدف هستند. پس از مصیبتی ازاین بالاتر نیست که انسان مصرانه با یاد آوری گذشته ها، خود را به طور دائم به خاطراشتباهات یا گناهی که مرتکب شده سرزنش کند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 0:31 توسط فروتن |
|
|
عمل واحساس شما ، نه برحسب شکل حقیقی اشیا بلکه ناشی از تصویری است که از این اشیا در ذهن خود دارید. در باره خودتان ،دنیایتان ومردم دور وبر،تصویرذهنی بخصوصی دارید . با حقیقی پنداشتن این تصاویر است که رفتارتان مشخص می شود. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:19 توسط فروتن |
|
|
بندرت کسی پیدا می شود که گرفتاریش را در تصویر ذهنی خود یا ارزیابی که از خویشتن دارد جستجو کند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 7:37 توسط فروتن |
|
|
میزان اراده از خواص فطری انسان نیست . انسان اراده را نه با ارث بدست می آورد ونه با اراده ضعیف ویا قوی به دنیا می آید،بلكه اراده نيزهمانند بسیاری ازصفات درجریان فعالیت انسانی شكل می گیرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 1:45 توسط فروتن |
|
|
در صد ی از مردم گرفتار"عقده حقارت" هستند.منشاء احساس حقارت ها در واقعیت یا تجربه نیست بلکه ناشی از نتیجه گیری است که ازواقعیت می کنیم وناشی از ارزیابی ما از تجربه ها است .اطلاع از کمی مهارت یا دانش نیست که ما را دچار عقده حقارت می کند وبر زندگی ما اثر می گذارد، بلکه این "احساس" حقیر بودن است که این کار را انجام می دهد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مرداد 1385ساعت 2:27 توسط فروتن |
|
|
احساس حقارت تنها به یک دلیل به وجود می آید : خود را با هنجار خویش مقایسه نمی کنیم . بلکه هنجار دیگران را ملاک مقایسه قرار می دهیم . وقتی این کار را می کنیم ، همیشه بدون استثنا در ردیف دوم قرار می گیریم. اما چون فکر می کنیم و معتقدیم که باید در رابطه با هنجار شخص دیگری قیاس شویم احساس زبونی می کنیم ونتیجه می گیریم که حتمااشکالی درکارمان هست. نتیجه منطقی این طرز استدلال این است که به بی ارزش بودن خود رای میدهیم .فکرمی کنیم لیاقت وموفقیت وخوشبخت شدن را نداریم .اماشماباورکنید: پست تر نیستبد. برتر هم نیستید. خیلی ساده خودتان هستید. شما ، شما هستید. به عنوان یک شخصیت با هیچ شخصیت دیگری رقابت نمی کنید. شما یک فرد هستید ، منحصر به فردید . مثل هیچ شخص دیگری نیستید و هیچ وقت نمی توانید مثل شخص دیگری بشوید.قرار نیست مثل دیگران شوید و دیگران هم قرار نیست مثل شما شوند خداوند انسان قالبی نیافریده که بگوییم همین است وبس. هرکس را که آفریده منحصر به فرد است.خداوند مردم را کوتاه وبلند ، ریزودرشت، لاغر وچاق ، سیاه وزرد وقرمز وسفید آفریده است. هیچ جثه ،شکل یا رنگی را به دیگری ترجیح نداده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 0:11 توسط فروتن |
|
|
عمل واحساس شما ،نه برحسب شکل حقیقی اشیا بلکه ناشی از تصویری است که از این اشیا در ذهن خود دارید. در باره خودتان ، دنیا ی تان ومردم دور وبر، تصویرذهنی بخصوصی دارید . با حقیقی پنداشتن این تصاویر است که رفتارتان مشخص می شود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 1:0 توسط فروتن |
|
|
درون شما،هر کس که می خواهید باشید وهر اندازه که فکر کنید شکست طلب هستید ، نیرویی نهفته است که می توانید با آن هر کاری را که برای خوشیختی و موفقیت احتیاج دارید انجام دهید . همین حالا درون شما نیرویی نهان است که می توانید کارهایی که در خواب هم تصور نمی کردید انجام دهید . به مجرد آنکه باورتان را تغییر دهید ، این نیرو در اختیارتان قرار می گیرد. " کافیست خود را از خواب مصنوعی بیدار کنید" برداشتهای "نمی توانم" ،"ارزش ندارم" ،"استحقاق ندارم" و سایرطرز تلقی های خود محدود کننده را کنار بگذارید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 1:58 توسط فروتن |
|
|
|