![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
آن شب تمام آسمان همدرد ما بود شب بود من بودم توبودی وخدا بود آن شب مدام ازآسمان مهتاب می ریخت برپیکر مجروحت اسما آب می ریخت آن شب تو را چون نوح در گرداب دیدم ماهی میان ابری از خوناب دیدم آن سو پیامبر از تو استقبال می کرد این سوتورا جان علی دنبال می کرد ای کشتی صبر علی پهلو گرفتی با تو چه کردند کزعلی هم روگرفتی مرحوم آقاسی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 19:34 توسط فروتن |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 22:18 توسط فروتن |
|
|
بار دیگر عمری ورق خورد و به صفحه بعدی آن رسیدیم . شاید آدمی دلش نخواهد ، اما یقینن می داند این شمارش بی نهایت نیست . چه می شد ! اگر تعداد صفحات گذشته را مرور کرده و ناخالصی ها را وجین کنیم، خالصی ها را بپروریم . بسیاری از کردار ها و رفتار های مان را که بر اساس آزمون و خطا شکل گرفته است، بکمک اندیشه و تفکر بقضاوت صادقانه بنشینیم تا آینده را چراغ راه باشد؟!. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 20:12 توسط فروتن |
|
|
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبراللیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
خدایا این منم همو که گفتی بخوانمت تا اجابت کنی !. خدایا دنیا با تمام آنچه که به خود آراسته ، چشمانم را اسیرعشوه های خود کرده است. خدایا این سرایی که زمان را ازمن می بلعد ،مرابه وعده های فانی دل خوش کرده است. خدایا اززمانه سخت دلگیرم . پناهی برای آرامش نمی بینم.کجاست مامنی که آرام گیرم؟. خدایا امروزه دین داری پوستین وارونه پوشیده و مایه ای برای زر وتزویرگردید. خدایا امروزه نامت برای نان ونان برای جان وجان رابرای طغیان وسرکشی می خواهند. خدایا امروزه سیلاب دنیا پرستی راه رسیدن به تورامسدودکرد.درکدام قطب سوسومی زنی؟. خدایا امروزه برهمه چیزغبارشک نشسته وتردید،عقل رابه تردد درمسیروهم وخیال واداشته است. خدایا امروزه تورا برای خودوخود راخویش خواهند . خدایا امروزه تورا بجای دل، در چهره ها جای دادند . امان از این هزار رنگ وهزار انگ. خدایا امروزه دین تو را برای "ن" آن می خواهند . خدایا امروزه می رود تا فرمان خویش راازنام تومایه گیرند.صدای ناقوس توراچگونه باید فهمید؟. خدایا افسوس ازگذرعمری که بی توسرکردم .قدعلم کردم وهمه چیز راباعقل کوچک خود سنجیدم . بنده بی آوا ونوا! لیطغی عن راوه استغنی. خدایا چه سحر ها که غفلت کرده و نعمت سخن گفتن با تورا از خود سلب نمودم. وهم غافلون.چه عبادات که از روی عادات انجام دادم. استغفرالله! خدایا ازبندگی ام چگویم که دربند است ! . اتوب الیک! ... و زمزمه تنهایی ام همراه بابنده صالحت: زهر چه غير يار استغفر الله زبود مستعار استغفر الله دمی كآن بگذرد بی ياد رويش از آن دم بی شماراستغفرالله زبان كآن تر به ذكر دوست نبود زسرش الحذار استغفر الله سرآمد عمر و يك ساعت زغفلت نگشتم هوشيار استغفر الله جوانی رفت و پيری هم سرآمد نكردم هيچ كــــار استغفر الله خدایا طبیعت خفته را دوباره جان بخشیدی ، این خسبیده در غفلت رانیز بیدارکن. قلبم را لبریز ازنور وجود خود بنما، ودلم را از اغیار تهی گردان . لبانم را معطر بذکر اسمائت نما ، وچشمانم را محو جمال وجلال خودکن . --------------------------------------------------------------- نوروز، كهن ترین ، گسترده ترین ، بارز ترین ، جلوه میراث مشترك سرزمین های فرهنگ ایرانی مبارک باد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 20:37 توسط فروتن |
|
|
انسانها در بسیاری از خصلت های کرداری و رفتاری متاثر از محیطی هستند که در آن زندگی می کنند . محیط خانواده ، تحصیل ، کار و... همه و همه در شکل گیری خصوصیات انسان موثراند. اینکه انسان خوش بین باشد یا بد بین، منفی باف یا نه، و نیز واقع بین باشد یا خیال پرداز، درصدی ازآن به محیطی بر می گردد که درآن زیست می کند. حتی بسیاری ازافراد ، جهان بینی و نوع نگاه آنها به هستی دراثرهمین محیط تغییر می کند . حالا یا بسوی تعالی و یا بسوی انحطاط ،فرقی نمی کند.ارزشمندی نگاه انسان درهرزمینه ای، تعادل درسایه عقل وتدبیر و بدورازافراط وتفریط است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 0:38 توسط فروتن |
|
|
غدیر شجره طیبه انبیا ، بهترین ، عالی ترین ، زیباترین وشیرین ترین هدیه به عالم هستی . |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 21:23 توسط فروتن |
|
|
به جنگ مشکل نیامده نرویم . مشکلات هر روز باندازه همان روز است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 17:25 توسط فروتن |
|
|
در پست قبلی از دوستان نظر خواستم این روشی که مدتی است شروع کردم، آیا کاری پسندید ه است یعنی اگراز این حرفها بزنیم مفید و ثمربخش است یا نه؟ در اینجا تعدادی از نظرات دوستان را تقدیم می کنم، تا بعد....
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 16:45 توسط فروتن |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
یکی ازدوستان خوبم ، سوالی کردند با این مضمون : هدف از بیان این نوع مطالب در وبلاکت چسیت و بدنبال اشاعه چه چیزی می باشی؟ از واقعیتهای مسلم وانکار ناپذیر جامعه امروز ما ، افسردگی ، یاس ونومیدی ودر بعضی موارد، آنهم بسیاراندک نوعی افکار نیهلیسمی است.اینکه چرا چنین است وچاره چیست ،عوامل متعددی دارد که بحث مستقلی می طلبد،ولی آنچه مسلم است این است که" هست و وجود" دارد.وتاسف بارتراینکه این موضوع درنسل جوان جامعه ما بیشتررواج داشته و قابل ملموس تراست. نمونه بارز آن همین وبلاک هایی است که در روز انسان بآنها مراجعه می کند . ( زیرا درصد بالایی از وبلاک نویسان را نسل جوان تشکیل می دهند. ) گاهن بعضی نوشته ها طوری است که خود را از حد اقلهاهم پایین ترمی دانند . حداقل این است که انسان بعنوان یکی از موجودات دراین طبیعت، حیات داردومانند بقیه نباتات که با چه امیدی از دل گل ولای و سنگ وسخره ، قامت علم می کند و باطوفان وباد وسرما وگرما مقابله می کند ودر مقابل سختی ها سر فرود نمی آورد ، بدنبال روزنه های امید باشد . البته جهت تقریب بذهن عنوان کردم و گرنه انسانی که موجودی هدف جوست و گل سرسبد تمام موجودات عالم است ، وامروزه زمین رامسخر خود کرده و پا به آسمانها گذاشته است، شان او بالاتر از چنین تشبیهاتی است . اما واقعیت انکار ناپذیر جامعه ما همان یاس و افسردگی است. بنابر این، بنده سعی کردم با بیان نکته ها و پیامهایی که همه می دانیم ولی از آن غفلت می کنیم ، نشان دهم راه دیگری هست . راهی که انسان با تغییر نوع نگاهش به زندگی و محیط پیرامون خود ، می شود با وجود تمام سختیها ، رنجها و ناملایمات به خوشبختی رسید . زندگی شیرینی داشت ، امیدوار بود . شان خود را بالاتر از این دید که مشکلی انسان را بزانو در آورد و کاسه یاس بدست گرفت وزانوی غم بغل زند. شکست درتحصیل، اقتصاد، اجتماع ، عشق و... همه یک واقعیت است .کاری است که شده .همه اینها حقیقت دارد.مهم این است که تصور من از آن چگونه باشد. همه این چیزها نبود وبدست من ممکن شد. پس باز ممکن است برآن خرابه ها بنایی نو دراندازم واین اراده من است که ممکن را می سازدوفقط عمر گرانبها ست که دوبار بدست نمی آید. یقینن نظر دوستان در بیان چگونگی مطالب بعدی راه گشا خواهد بود. ... تانظر شما چه باشد؟. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 22:58 توسط فروتن |
|
|
در هرسری شوریست. خوشبخت کسی است که ذوقش را در یابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 0:40 توسط فروتن |
|
|
مطلبی که پیش روی شماست یکی از دوستان در کامنتم قرارداد . حیفم اومد از آن بگذرم . باتشکر از دوست خوبم علی جهانی. نامت چه بود؟ آدم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 22:51 توسط فروتن |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 21:8 توسط فروتن |
|
|
خدایا ! این چه بلوایی است، که در من رخنه کرده است . خوره جانم شده و وجودم را می بلعد ؟این چیست ؟ کجاست که من نمی بینم ، اما همیشه با من است .هر کجا که بروم وهر کاری که بخواهم انجام دهم .این چگونه موجودی است، که بی آنکه بخواهم ، دنباله رو،او می شوم . بی آنکه بخواهم ، خودش را بر من دیکته می کند . برایم تصمیم می گیرد و مرا برده خود کرد ه است بدنبالش می روم .از او اطاعت می کنم . فرمان می برم . وسوسه ام می کند . تحریکم می کند . گاه آهسته ، وگاه دوان دوان اما این راه کور، تمامی ندارد هر چه پیش می روم ، ظلمات است وتاریکی. خدایا ! این دو راهی انتخاب را کی و کجا پیش پایم قرار داده بودی که ، نه از زمانش ونه مکانش هیچ چیزش را بخاطر ندارم .تا اومدم صدایت کنم، یکی دیگه ، پیش پایم سبز شد . تا اومدم دستم را بسوی تودراز کنم ، دست دیگری در دستم قرارگرفت . تا اومدم از تو مدد بگیرم بی آنکه بفهمم نا گاه در دامان دیگری افتادم. خدایا ! خود گفته ای " ازرگ گردن بتو نزدیکترم " (حبل من ورید) اما چرا من نخواستم ؟ نمی دانم احساس بتو را کی از من قاپید . مگر نه اینکه روح خود را در من دمیدی !. پس چرا از تو دورم ؟ . خدایا! دیگر به هیچ یک از اعضایم اعتماد ندارم . اونها را بمن بخشیدی تا در خدمت من باشند، اما ، نمی دانم چرا من در خدمت شان قرار گرفتم . با اینها چه کنم ؟ پاهایم گام به بیراهه می گذارد. دستانم دست درازی می کند. از چشمانم نپرس که حالم ازش بهم می خورد . این کالبد جسم نیزاونقدر در مرداب راه رفته است که خود بوی تعفن گرفت و مرا زمین گیرکرد. خدایا! نمی دانم بایدازکدامشان بنالم؟واصلا نمی دانم بایدازچی وکی شکوه کنم . . . . . و فریادم از نفس سرکش است . نفس افسار گسیخته . هر چه مراعات حالشو کردم،سرکشی کرد. هرچه درمقابل خواسته هایش سکوت کردم دریدگی کرد. تا آنجا که بالتماس افتادم ، اوبوعده های نیامده امیدم داد. خدایا! هروقت خواستم تورا بخوانم ، گفت هنوز کو تا پیری . ودر شادیها گفت خوش باش و حال را دریاب . وقتی در سختی ها تنهایم می گذاشت بتو پناه می آوردم ،امانم دادی، دستم را گرفتی ، کمکم کردی. اما نمیدام چرا همه چیز خراب شد وباز روز نو و . . . !!! خدایا این سفره ای که گسترده ای میهمانم می کنی؟! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 0:9 توسط فروتن |
|
|
براساس آنچه که در کتاب آسمانی ماآمده است، خداوند انسان را اشرف مخلوقات خوانده و او را خلیفه خود روی زمین قرار داده است .هدف از خلقت را بیان کرده و برای انسان هدف غایی راترسیم نموده است. ازاین رو برای هدایت و رشد بشر بندگان خاص وبرگزیده ای رابعنوان نبی ورسول برزمینیان مبعوث نمود تا انسان رااز گمراهی نجات داده وراه راستی و درستی را رهنمون شوند. لذا اولین پیامبر (آدم-ع-) وآخرین آن(ح |