![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
دلتنگیهایم رابتو می گویم:
دلتنگیهایم را بتو می گویم .از روزهای حماسه و شیفتگی، غروروغربت و سرافرازی. دلتنگیهایم را بتو می گویم. .ازدوراني كه پر ازشور و شعف بود. هیچکس برای اول شدن، تیترشدن ، تلاش نمی کرد ودربالای هروردی نوشته بود: "منیت ممنوع" دلتنگیهایم رابتو می گویم. ازروزهایی که تلاشـها مخفیانه بود.هرکـس سعی می کرد کـسی نفهمد پوتین ها راچه کـسی واکـس زده وجورابها را کی شسته است واین تا بالاترین رده ادامه داشـت . دلتنگیهایم را بتو می گویم. یاد روزی که دارایی مان را باهم تقسیم می کردیم وهمه درنــداریها بـدون اذن ورود ، خود راشریک می دانستیم. دلتنگیهایم را بتو می گویم. ایامی که ازخود مراقـبت می کردیم تا زبان به هرزگی نگردد. تـهمت وافترا؟ استغفرالله!!! . در ورودی ذهنمان نوشته بودیم: " اجتنبوامن الظن". وامروز: چراچنین شد؟ چراهرآنچه داشتیم ازدست دادیم؟اخلاق را.دوستی را.یکدلی را و...ادب را!!!. چطور شداز تهمت ابایی نداریم، ازانگ وافترا پروایی ؟!. چرا چنین شد ؟ بی پروایی در سخـن وناجوانـمردی در کلام،عین دینداری گردید . اتهام زدن برای ثواب بیشتر،!؟.براستی هدف وسیله را توجیه می کند؟!. چرا چنین شد؟ چرامحصول خونهای پاک بحراج گذاشته شد؟ چرا دایره دیدمان بخودمان محدودگردید؟ چرا همه چیز را دارند مثله می کنند؟. ازچه روبخود حق می دهیم ریشه ها راانحصاری کرده وشاخه هاراازبن برکنیم واتهامی بغایت سنگین بردامانشان بریزیم؟!. دلتنگیهایم را بتو می گویم. چه سخت است تحمل این ایام ابهام و اتهام.؟!. امشب حالم خیلی خراب است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:52 توسط فروتن |
|
|
" اگر سرزمينها را در اختيار من گذارند و در بـرابـر آن از مـن بخواهند كه پوست جوى را به ستم از دهان مورچهاى بستانم اين كار را انجام نخواهم داد . " "اگر نتوانم حق را برقرار و ثابتبدارم و باطل را زايل سازم،در نظر من،اين كفش پاره،از حكومت بر شما بهتر است و برتر" "آيا انتظارداريد من آقايى و رياست خود را با ستم به چنگ آورم و با ظلم از آن حراست كنم؟ نه هرگزتادنيا پا برجاست و تا ستارهاى در آسمان مىدرخشد على چنين انتظارى را برآورده نخواهد كرد." شهادت مولی الموحدین امام علی (ع) تسلیت باد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 5:36 توسط فروتن |
|
|
امشب آسمان پرستاره مدینه، درخشش دیگری دارد .
امشب عرش زانوی ادب برزمین می نهدونخستین غنچه باغ زندگی بوستان محمدی،شکفته میشود. امشب زمین مدینه قدمگاه نوری است که با نزول آسمانی خود،عاشقی رادوباره زنــده میکند تاترنم عشق بر همه عالم جاری گردد. امشب آسمان مدینه از بهر قدوم مبارکش، مهتابباران است . امشب دامن دامن زیبایی و حُسن به بشر ارزانی شد . سلام برگوهر دریای فضیلت که برای حراست از کرامت،عزت و حرمت انسان، درهولناک ترین نبردهای جمل، صفین و نهروان، دوش به دوش پدرش در معرکه جنگید. سلام بر آن آینه حُسن ازلی که درهیاهوی نفاق وتزویر،صلح رانیزمانند نبرد به مصلــحت پذیرفت. سلام بربخشندهترین،با سخاوتترین، حلیمترین،زاهدترین و گرامیترین بنده پاک خدا، حــــسن ابن علی(ع). میلاد مسعود کریم اهلبیت(ع) مبارک باد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 5:35 توسط فروتن |
|
|
ازرنـــــــــجی که می بریم 0010 بیشترین دغدغه فکری بشردر طول تاریخ دستیابی به "حقوق" "عدالت" "برابری" "آزادی" و... بوده است. شاید عمده ترین دلیل آن، نگاه آرمانی انسان به حیات است.باگذشت عصرها وقرنهابشـر بایـن مهـم دست یافت تا: با وضع قوانیـن بسوی عدالت گام بردارد . تبعیـض از بین برود. حقوق مردم محتـرم شده شود. درتعارض با برداشتها ودیدگاهها،ارزشـهای حاکم بر جامعه که عصاره اش در قانون آن جامعه مدون است، بقضاوت بنشیند تا: گونه ها بـجای نوازش رنگین نشود. شانه ها در رسیدن بهم ، با لوله های گرم در نیامیزد و بیـن نیمکتها نیم قرن فاصله نیفتد . حـال چـه شـده است در فراینـد یک واقـعه که مـی شدبآسانی و با حفظ حـقوق وحرمت معترضین از کنار آن گـذشت ولـی رفته رفته به بحرانی ریشه دار تبـدیـل گردید؟!. وقتی حرکات تحریک آمیزوروشهای خشنی که درگفتاروکردارتوسط برخی،هرروز شدت می یابد. وقتی نگرش افراطی بادرهم آمیختن به توجيه واعتقاد وبادردست داشـتن ابزاررسانه ، سعی در بقای فضای امنیتی داشته باشد. وقتی برخی باهیاهووتبلیغات بجای کمک بروشن شدن حقایق ازهمـان ابتدامسیرنـزاع را منحرف وسـعی در جلوگيـري از روشـن شـدن حــق و اصل ماجرا داشـته باشــند. وقتی این تفکرحـاکم باشد که هرکس ازدولت انتقادکرد،آدمی بد و وابسته بیگانه اسـت. وقتی افـرادی (مغرض یامعتقد) سعی درضیق کـردن دایــره طـرفـداران نــظام باشــند. وقتی بـرخی بجای کوشش درحل مشکل،بااتهام وانگ ووابستگی،تلاش درپاک کردن صورت مساله داشته باشند. وقتی برخی بجای تلاش دررفع سوءتفاهم،بدنبال نمونه تاریخی درصدر اسلام باشند. وقتی عده ای برای حفظ نظام وظیفه خودرا توجیه اعمال وکردارهای ناشایست بدانند. وقتی برخی فکرمی کنند برای حفظ نظام، وظیفه شان سکوت است. وقتی برخی فکر می کنند برای حفظ نظام باید مسایل راپیگیری نکرد. آیا شده که بیندیشیم با اینگونه رفتارها: ایمان مردم راهدف قرارداده ایم؟. اعتقادات را بخاطر حفظ خود، فدامی کنیم ؟.دروغ و فریب وسیاست بازی را دراذهان"نشا" کردیم؟ واینکه بالاترین سرمایه یک نظام همان اعتماد مردم است حداقل بین درصد بالایی ازمردم ازدست می رود؟ بیـــاییــــــــــــــم : برای حرمت خون هزاران انسانی که برای اعتلای نام وطن ،عقاید وفرهنگشان ازنامـشان گذشته اند، از نامـشان نان نـسازیم.خود را به غفلت نزده واین زخم را باور کنیم. بجای متهم کردن این وآن بدرمان آن بپردازیم. ازمطلق انگاری دست برداریم. ازپس هیاهو وگردخاکی که خود براه انداختیم بدرآییـم. بفهم دیگران احترام بگذاریم. همه را دلسوزایران واسلام بدانیم.خودرامرز حق و باطـل نبینیم . بعنوان یک انسان خویش را ازخطا (که ازعوارض آن است !) مصون ندانیم. پرسشـهای موجود ذهنی جامعه راپاسخ گوییم. سکوت توام با آرامش فراهم نماییم (ونه سکوت نهفته در پس خاکستر). ازشاد کـردن آنی دشمن نهراسیم که ریشــخند دایمـی اش رنــج آور است. وحدت را یک طرفه تعریف نکنیم که ستم بردوســــــــــــــتی وبـــــــــرادری است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 0:32 توسط فروتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|