![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
ازرنجی که می بریم ! 1... یکی ازعواملی که قوام ودوام جامعه برآن استواراست، پایبندی به اصول وقانون است که بعنوان میثاق ملی و با تکیه برآراء ملت برسمیت شناخته شده است.اگرقانون بعنوان فصل الخطاب تمامی اقشار واصناف واحزاب ونیززمامدارن شناخته شود، بسیاری ازدغدغه ها بکنارمی رود ، روح و روان جامعه بجای دلواپسی، دربستری امن بزندگی توام با آرامش وصفا وصمیمیت خود ادامه می دهد. اینکه چراباگذشت نزدیک به سه دهه ازانقلاب، هنوزعده ای برخودار،با زیرپانهادن به تمام قوانین خودرا مبرا از پاسخگویی می دانند. اینکه چراعده ای بانفوذ در مراکزمهم ، حاشیه امنیتی درست کرده اند که تمامی دست آوردهای انقلاب رانشانه رفته اند.. اینکه چراعده ای با درز شمه ای ازاخبارفساد اقصادی شان خود را( حتا جهت مبرا کردن خویش از اتهامات) مسئول پاسخگویی به افکارعمومی نمی دانند. اینکه چراعده ای تا زمان عدم تعارض و تضاد قانون با منافعشان شعار قانون سرمی دهند. واینکه چرا... پرسشهای بدون پاسخی است که دلهای شیفته انقلاب را بدرد می آورد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:18 توسط فروتن |
|
|
شب است و هیچ دل و جانی را محزونتر از علی نخواهی یافت. شبی به غایت تاریک. مدینه راسکوتی غریب فراگرفته. عفریت مکر و تزویر که ریاکارانه با علی همزبانی می کرد، به خوابی آرام فرو رفته ورؤیاهای شیرین فردا را درکام خود مزه مزه می کند. تنها، عدهای معدود در غربتی جانسوز سرشک غم از دیدگان فرو میریزند. چلچراغ کوثر ، آیه های رحمت، آیینه تمام قد لطف رحمان ، قلبها چگونه تحمل کند رنجی را که بر تو رفت؟ بیت الا حزان تو خانه دل تمامی حق پویان است. و...فدک توخاک نیست، سرزمین نیست، زهرارابا دنیا چکار! تکه ای تاریخ است تا رخ نفاق را برای همیشه دنیا به تصویر بکشد. فدك رمز آغاز تحولی بود تا ريشه تزویر را نمایان کند . ای مظهر پاکی و طهارت با ما بگو از سیلی که برچهره ملکوتیت نشست، از ضرباتی که برپشت وپهلویت فرود آمد، وآتش کینه ای که بر در خانه ات افروخته شد.
فاطمیه آتشافروز دل است احتجاجش یك كتاب كامل است فاطمیه سینهچاك دردهاست شاهد نامردى نامردهاست فاطمیه سوز دل را ساز كرد دفتر داغ على را باز كرد فاطمیه ماه گل افشردن است فتح باب تازیانه خوردن است فاطمیه قفل غم را شد كلید چون كه دارد هم شهیده، هم شهید فاطمیه آه آه مرتضی است فاطمیه سر چاه مرتضی است فاطمیه شور واحساسش جداست فاطمیه امتدادش کربلاست علی با قلبی آکنده ازاندوه غریبانه میگرید گاه گذشته رامیکاود وگاه چشم دل را به آینده خیره میکند.آیندهای که باید بی حضور زهرا از میان حوادث، ناچار عبور کند. علی خود مرد حماسهها وحادثههاست. مرد لیلة المبیت ولیلة الهریر، یوم البدر و یوم الاحد،مرد خندق وخیبر وصدها حادثه کوچک و بزرگ دیگر. چه کند؟ زیرلب زمزمه سر می دهد وبا خود نجوا می کند: "چه کنم !اگر حرف بزنم میگویید علی حسودی میکند! اگر ساکت شوم میگویید علی از مرگ ترسید." علی به آسمان مینگرد. مبادا سپیده سر زند !؟. "وصیت میکنم ترا که نگذاری بر جنازه من حاضر شوند . نگذاری که احدی از ایشان و اتباع ایشان بر من نماز کنند و مرا در شب دفن کنی در وقتی که دیدهها در خواب باشد." عمار، مقداد، عقیل ، زبیر، ابوذر وسلمان یکی یکی و به آرامی وارد میشوند.همگی میدانند که باید سکوت کرده و صدا به ناله بلند نکنند، مبادا منافقان مدینه از خواب نوشین بیدار شوند؟. بغض گلوها را میفشرد و سینهها مالامال درد و اندوه است، به ناچار باید سکوت کرد. سکوتی که صد البته فریاد آن هنوز بگوش می رسد. وتا همیشه روزگاروجدانهای بیدارتاریخ از خود خواهند پرسید: چه شد باگذشت اندکی ازعروج حبیب خدا، تنها یادگارش شبانه ودرسکوت تشییع ودر قبرگمنامی مدفون شد؟ واینک بازهم علی با دستانی لرزان و قلبی اندوهناک، در گودال قبر قرار گرفت: " ای زمین امانت خود را به تو سپردم، این دخت رسول خداست، بسم الله الرحمن الرحیم. بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله." و... علی قبرها حفر می کند . همه به یک اندازه وهم سطح زمین، تا مدفن پاره تن رسول خدا برای کرکسان ناشناخته بماند. و...علی تمام قد ، نه قد کمانش با تمام وجود فراق را احساس می کند . حال دیگر حتی آن جسم بی جان نیز حضور ندارد، بار سنگین اندوه را برشانه خویش احساس میکند واینجاست که آن کوه صبر و استقامت، لب میگشاید و سوگوارانه مویه میکند : "سلام بر تو ای رسول خدا. از من سلام بر تو. از دخترت و زیارت کنندهات و آن کس که بقعه شما در خاک آرمیده، خدا زود ، رسیدن او را نزد تو برایش برگزیده." ای رسول خدا! شکیباییام از فراق محبوبهات کم شد و خودداریم در فراق سرور زنان جهان از بین رفت. جز این که من در پیروی از توکه درمصیبتها گریه میکردی، گریه میکنم. ولی با توجه به تأثری که من در فقدان شما داشتم، در این مصیبت جای تسلیت و خویشتن داریام وجود دارد. زیرا من سر تو را در لحد آرامگاهت نهادم، بعد از آن که هنگام جان دادن سرت برسینه من بود و من به دست خود چشمانت را بستم وانجام مراسم غسل وکفن و دفن تو را من عهدهدار بودم. انالله و اناالیه راجعون ؛ پس امانت پس گرفته شد." ای رسول خدا! اما اندوهم همیشگی است، واما شبم دربی خوابی میگذرد وغم پیوسته دردلم خانه کرده است. تا خدا خانهای را که تو در آن اقامت داری برایم برگزیند. غصهای دارم که دلت را خون میکند و اندوهی دارم که به جوشش در آمده است. چه زود خدا میان ما جدائی انداخت ومن ازاین فراق به خدا شکایت میبرم وبه زودی دختر شما برای شما خبر خواهد آورد که امت شما بر علیه من با یکدیگر همدست شدند. و برخوردن حق وی نیز. سرگذشت ما از او بپرس وگزارش را از او بخواه. زیرا چه بسا درد دلهایی داشت که چون آتش در سینهاش میجوشید و در دنیا راهی برای گفتن آن نیافت . ولی به زودی خواهد گفت و خدا، داوری خواهد کرد که او بهترین داوران است. و سلام بر هر دوی شما باد ای رسول خدا ! " شهادت بانوی بی نشان ام ابیها تسلیت باد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:24 توسط فروتن |
|
|
یکی سنتهای الهی درطول زندگی بشر،آزمایش وامتحان انسانها است. واین بشکل گوناگون رخ می دهد ونسبت به هرفرد، تفاوت دارد. بعضی ازراه رنجها وسختیها وبعضی دیگرازراه خوشیها وشادیها درمحک آزمون قرارمی گیرند. حوادث گوناگون تلخ وشیرین،ابزارامتحان برای انسان دراین عالم هستند. ولنبلوکم بالشروالخیر انبیا /35 . گاهی انسان بوسیله سرمایه ودارایی وگاهی بوسیله جانها آزمایش می شود. لتبلون فی اموالکم وانفسکم. آل عمران /.186 مردم در مواجهه با آزمایش الهی: 1- گروهی ازآنها وقتی به حوادث تلخ برمی خورند ، بردباری پیشه نکرده و از عدل ولطف وحکمت خداوند شکوه می کنند. اذا مسه الشر جزوعا.معارج/20 "همینکه به افراد سختی وشری رسید داد می زنند وناله می کنند". 2- گروهی دیگرسختی ها را با استقامت وپشتکار تحمل می کنند . الذین اذا اصابتهم مصبیبه قالو انا لله وانا الیه راجعون. بقره /156 3- گروهی نه تنها دربرابرسختیها، برد باری پیشه می کنند بلکه نسبت به شرایط موجود شکرمی کنند . الهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم.(زیارت عاشورا) ولنبلونکم بشئی من الخوف والجوع ونقص من الاموال والانفس والثمرات وبشرالصابرین. / بقره /55 1 ما شما را به جیزی ازترس وگرسنگی وکاهش درمال و جان ومحصولات آزمایش می کنیم وبه استقامت کنندگان بشارت ده. خوش بودگرمحک تجربه آید به میان تا سیه روی شود آنکه دراوغش باشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 19:57 توسط فروتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|