![]() |
![]() |
|
| یادداشت های فرهنگی - اجتماعی - ادبی |
|
عمده ترین علل بحران و ضعف اخلاقی درجامعه، معلول فقدان ادب با مفهوم عام و گسترده آن است. در چنین اوضاع و احوالی، تلاش برای تحقق امنیت، سعادت، استقرارعدالت، فضیلتهای فرهنگی ، وفاق وهمبستگی ملی و سایر ارزشهای اجتماعی نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت وبه جای آن،گرایش به ضد ارزشها و رذایل اخلاقی گسترش مییابد. جامعه ای که بحران اخلاقی و اعتمادی درآن بروزیابد ، فصات رذیله رواج پیداکرده و به تــــــدریج پایههای نظام اجتماعی و درپی آن، اصول اساسی وساختار سیاسی جامعه از درون تهی وتخریب خواهد شد. دراین صورت دفاع از هنجارهاو ارزشهای والای انسانی جای خود را به چابلوسی،ریاکاری ومالاندوزی میدهد وابزارهای فرهنگی وسیلهای برای توجیه سیاستهای غلط وخطاها میگردد. غفلت و بیتوجهی نسبت چنین بحرانی، خسارات جبرانناپذیری را به وجود خواهد آورد و جامعه را ازتعادل خارج خواهد نمود. بنابراین تمامی استعدادها و توانمندیها باید با پذیرش شرایط موجود،به شیوههای معقول وارایه راهکارهای منطقی، درجهت رفع آن بکوشند. فارق از تعارفات روزمره ونشخوارفخر نیاکان وگذشتگان، تعریف حقیقی ازادب درجامعه امروزی ما ، ناشناخته است. در حالی که درفرهنگ دینی وملی ما ،ادب نه تنها یک فضیلت بلکه یک ضرورت به شمار می آید وبالاترین فضیلت یک جامعه، ادب آن جامعه است. بسیاری ازناهنجاریهای یک جامعه بویژه ناهنجاریهای سیاسی ناشی ازفقر ادب است. ادب در مفهوم عام وگسترده : یعنی:مراعات وپیشه کردن انصاف در رفتاروکردار. یعنی:حفظ شان انسانی رقیب، درمخالفت ورقابت . یعنی:عفت درکلام ، حتی نسبت به دشمن وستیزجویان. یعنی:متانت وتواضع در مواجه با زیر دستان وفرودستان. آیامیتوان مسلمان بود و به سادگی به دیگران تهمت و افترا زد؟ . آیا میتوان تهی ازادب بود و همزمان قیافه انسان مودب به خود گرفت؟. آیا میتوان بحران آفرید و همزمان دیگران را به بحران آفرینی متهم کرد؟. آیا میتوان روز و شب قرآن خواند و به سادگی از آیات نورانی آن در مذمت تهمت ، دروغ و افترا گذشت؟. آیامی توان مروج خرافات وجعلیات وبدعدت های ناصواب شد ومدعی خرد مداری ومنطق بود؟ آیا می توان در بازار مکاره دروغ و افترا بساط کاسبی بهن نمود ومدعی تجدد بود.؟ آیا می توان در نهادینه کردن رفتارهای مغایر با اصول اخلاقی، دینی وانسانی پیشگام شد ودم ازحقوق شهروندی زد؟. امید، با تاسی ازسیره نبی گرامی اسلام (ص) وکلام نورانی قرآن "لم تقـولــون مالاتفعلــون" بزیور ادب آراسته گردیم. |
|
+ نوشته شده در
90/11/06ساعت 11:57 توسط فروتن |
|
|
یکی ازمعظلات جامعه امروزی ما خود فهمی ها وسطحی نگری ها ازدیــن است. عادتها و سنتهای غلط وتعصباتی که به نام دیـــــن درجامعه درحـال نهادینه شدن است ، غباری برچهره اعتقادات مــردم نشانده وحقیقت دیــن را وارونـــه جلوه خواهد داد. آفتی که اگرعالمان وفرهیخته گان جامعه به فـکر چاره اندیشی آن نباشند درفــردای تـــــاریخ این مـرزوبوم باید پاسخگو باشند. چـــراکه این وظیفه زعمای مذهب است باتشریح حقیقت دیـــن ،دامن دیانت را از یک سری عادات سخیف که به نام دین بروز یافته است پاک نماید. متاسفانه این روش ناپسند ونابخردانه درزمینه های مختلف بوضوح قابل مشاهده است. آیا حقیقت دین بین حریم انسانیت فرد وخطای او مرزی قایل نیست؟ آیا حقیقت دین کرامت انسان راملعبه ای دردستان مشتی افرادخود سروخود رای می داند؟ آیا حقیقت دین فارق ازآن چیزی نیست که بانام دین، دیاتت قربانی می شود ؟ آیا حقیقت دین باعصبیت های خشک و منطق عصرحجری منافات ندارد؟ آیا حقیقت دین بابدعت های ناصوابی که ترویج می شود درتضاد نیست؟ آیا حقیقت دین باخود فهمی ها وکج فهمی های عده ای دنیا طلب سجاده بدست درتضاد نیست؟ آیا حقیقت دین با فحاشی،هتاکی وهرزگی زبان منافات ندارد؟ آیا حقیقت دین با گفته های مبلغان ومداحان هرزه گوکه به تحریف واقعیات تاریخی دین می پردازند منافات ندارد؟ براستی کدام انسان فرهیخته ای است که نداند ذات دین مبرا از تمامی رزایلی است که: بنام دین، طومار اخلاق وانسانیت برچیده می شود ؟ بنام دین، ادب بلعیده ومنطق قی می گردد؟ بنام دین ،نامها فربه وکامهامشعوف می گردد؟ بنام دین، صورتها هدف وسیرتها فراموش می گردد؟ بنام دین، پوستین هاوارونه پوشانده می شود؟
|
|
+ نوشته شده در
90/10/03ساعت 21:3 توسط فروتن |
|
|
جامعه ای که سخن گفتن از"حقیقت" درآن، هزینه ای نداشته باشد وصداهای برخاسته از صداقت و دردمندی شنیده شود، نشان از تحمل حاکمان درنقد پذیری است . شنیدن نقد برای حاکمان ارزشمند ترازشنیدن مدح و ثناگویی است. چراکه هدف ناقدان دل سوز،گره گشایی ازنقاط کوری است که حاکمان از آن غفلت می ورزند. مداحان بی خرد، برطاول های چرکین سرپوش گذاشته وهیزم نفرت را شعله ور می کنند و ناقدان دل سوزباایجاد تب، بیمار رامتوجه بیماری اش کرده و در پی راهی برای پیشگیری ویا فروکش کردن شعله های نفرت هستند. بنابراین : اگر آزادی نقد باشد، به"اعتماد"، این ارزشمند ترین امانت مردم در دست حاکمان، خدشه ای وارد نخواهد شد. اگر آزادی نقد باشد، قدرت ها ازتظاهر به حسن نیت وعمل به سوء نیت خود داری می کنند. اگر آزادی نقد باشد، حاکمان به میزان مسولیت پذیری شان، قرب ومنزلت می یابند. اگر آزادی نقد باشد، سلایق خاص با نگاه منافع خاص، جامعه را جولان گه مطا مع خود نمی کنند. اگر آزادی نقد باشد، تلقی مردم از حاکمیت همان خواهد بود که باید باشد. اگر آزادی نقد باشد، تمامی افراد جامعه درسایه قانون، حرمت خواهند داشت ونه بیشتر. اگرآزادی نقد باشد، عرصه برقانون گریزان وصاحبان زر وزور تنگ خواهد شد. اگرآزادی نقد باشد، بساط ماجراجوییهای جاهلانه که بالاترین هزینه را به مردم تحمیل میکند برچیده خواهد شد. اگر آزادی نقد باشد، میل قدرت ها به سوی دیکتاتوری مسدود می گردد. اگر آزادی نقد باشد، هیچ خاطی ازحاشیه امنیتی برخوردار نخواهد شد. اگر آزادی نقد باشد، سرخوردگی ها از بین رفته ونشاط وامید جامعه را فرا خواهد گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
90/09/19ساعت 20:57 توسط فروتن |
|
|
اشتیاق و عطش نیاز برای کسب معارف اهل بیت(ع) در میان مردم ما عمیق و گسترده است. فارق از کژ فهمیها و سوء رفتاردر عملکردها، اگر زبان آشنا و قالب متناسبی برای بیان این حقایق پیداشود، مردم ازکنارآن بیتفاوت نخواهند گذشت. آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که ما را به حفظ حریم افراد تحکم می کند. چراکه بسیاری از دستورات دینی (اخلاقی یا تکلیفی) رعایت حقّالناس است. آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که بر اخلاقیکردن فرد و جامعه تاکید دارد. چراکه پایبندی باخلاق موجب تربیت صحیح جامعه میشود. آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که جوهر اخلاق را پذیرش حقوق افراد از سوی حاکمان می داند. چراکه پایبندی باخلاق موجب صیانت حکام ازخود محوری وخود کامگی است. آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که دین ناآگاهانه و خرافی راخطرناک تر از بی دینی می داند. چراکه در سایه شعوروادراک درست می شود تقوا و دین را به مردم ارائه کرد آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که زدودن خرافه از جامعه راوظیفه زمامداران می داند. چراکه بسط اعمال خر افی پایه های پذیرش ظلم را درجامعه می گستراند تأكید ودقت در ظواهر امورمذهبی وعدم نظارت لازم برعملکرد افراد ونهادها، موجب نفوذ خیل عظیمی از فرصت طلبان در مراکزی می گردد که جز منافع شخصی به هیچ چیز اعتقاد ندارند. فرصتطلبانی که براحتی دریافته اند چگونه میتوان با حفظ ظواهر جامعه رابه فریبند.
|
|
+ نوشته شده در
90/09/02ساعت 15:55 توسط فروتن |
|
|
امام علی(ع) در وصیت به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید: "پسرم! نفس خود را ما بین خویشتن و مردم میزان قرار ده، پس دوست بدار برای دیگری آنچه را که برای خود دوست داری و آنچه را برای تو ناملایم و ناگوار است، بر دیگران نیز کراهت بار تلقی کن. ظلم مکن چنان که نمیخواهی ظلمی به تو برسد. و نیکویی کن همانگونه که دوست داری به تو نیکویی شود. و زشت بشمار از خویشتن آنچه را که از دیگران زشت میشماری. آنچه را که نمیدانی مگو اگر چه آنچه که میدانی اندک باشد و آنچه را که نمیخواهی درباره تو گفته شود، درباره کسی دیگر مگو". (نهج البلاغه، نامه۳۱). عید ولایت امام صداقت وراستی مبارک باد.
|
|
+ نوشته شده در
90/08/23ساعت 15:22 توسط فروتن |
|
|
کاش می شد! گفتو گو جایگزین خصومت شود. کاش می شد! ستیزه جویی را با تفاهم تغییرداد . کاش می شد! باتکیه بر حقایق مشترک، به سوی تفاهم و چارهاندیشی حرکت کرد. کاش می شد! درعین کثرت وتنوع فرهنگ ها وآداب و آیین، بابرخورداری از روح معنویت، به پیشرفت ،عدالت وآزادی فکر کرد. کاش می شد! به دور از تعصب و پیش داوری، بر سر حقایقی که در پی رستگاری جامعه باشد اندیشید.
|
|
+ نوشته شده در
90/08/17ساعت 22:38 توسط فروتن |
|
|
مسؤوليت شهروندی یعنی خودآگاهی مردم نسبت به حقوق خویش واحساس نيازهمگانی بر اجرای اين حقوق.درجوامعی كه افراد به حقوق وتكاليف خود آگاهی داشته باشند وحريم همديگررارعايت كنند آن جوامع ازاستحكام ومشروعيت بيشتری برخوردارند ورابطه مردم باحاکمیت نیزدوام بیشتری خواهد داشت. حقوق شهروندی، ازجمله دستاوردهای مهم بشری است كه انسان درقرون اخیربه آن دست یافته است. ازجمله حق حيات، حق آزادی بيان وانتقاد، حق تعيين سرنوشت، حق امنيت، حق برابری وعدم تبعيض و ...همگی این حقوق مورد تأييد وتأكيد اسلام است وآيات وحی نيزبه آن صراحت دارد: 1حق حيات: نخستين حقی كه در اسلام برای هر انسانی بر آن تأكيد شده است. _و چون از شما پيمان محكم گرفتيم كه خون همديگر را مريزيد و يكديگر را از سرزمين خود بيرون نكنيد. (بقره/ 84) _هر كس ديگری را جز برای قصاص يا مبارزه با فساد گری، بكشد گويا همه مردم را كشته است. (مائده/ 32) 2 حق آزادی: این حق از حقوق طبیعی و خدادادی است. حق آزادی یعنی حق آزادی عقیده، اندیشه، بیان، رفتار و زیستن. _با اهل كتاب جز با شيوه ای كه نيكوتر است مجادله نكنيد. (عنكبوت/ 46) _در قبول دين اكراهی نيست، راه درست از راه انحرافی روشن شده است. (بقره/ 256) 3 حق امنيت: _ای اهل ايمان هرگزبه هيچ خانه ای وارد نشويد و چون رخصت يافتيد داخل شويد. (نور/ 28 - 27) 4 حق برابری و عدم تبعيض: _ای مردم، ما شمارااز يك مردو يك زن آفريدیم وشما را به صورت جماعت ها و قبيله ها قرار داديم تا با يكديگر آشنا شويد. هماناگرامی ترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست. خدا دانا و آگاه است . (حجرات/ 13)
|
|
+ نوشته شده در
90/08/02ساعت 8:20 توسط فروتن |
|
|
درمیدان خشم وستیز،عقلا حاشیه نشین می شوند وافرادی كه صدای بلندتری دارند پرچمداروپیشرومی گردند. درحکومت مردم سالاری، گروه ها باید به اندازه پایگاه اجتماعی شان،درتصمیم گیری ها ایفای نقش نمایند. درحکومت مردم سالاری، كم هزینه ترین شیوه "مراوده" است كه هم مسالمت آمیز است وهم سریع تراز گزینه های دیگر به نتیجه می رسد. درحكومت مردم سالاری، بدون ایجاد تفرقه باید به نیازهای فزاینده جامعه پاسخ داد. درحکومت مردم سالاری، دعوا با اشخاص نیست بلكه با روندها وخط مشی هاست. درحکومت مردم سالاری، دشمنان - صلح اجتماعی- دشمن - گفت وگو- ومراوده و ارتباط هستند. درحكومت مردم سالاری، فرصتها را درمی یابند وازگزینه های مسالمت جویانه استقبال می کنند. درحكومت مردم سالاری، مخالفان ومنتقدانی که ملتزم به فرآیندهای قانونی اند برسمیت شناخته می شوند. بفرموده عزیزی : اگر دهان نسلی كه می خواهد گفت وگو كند دوخته شود، زبان و روش مخالفت آن عوض خواهد شد.
|
|
+ نوشته شده در
90/07/18ساعت 9:22 توسط فروتن |
|
|
حکومت اخلاقی: یعنی در راستای چارچوب پیمانی که با مردم جامعه خود بسته است حرکت کند . حکومت اخلاقی : یعنی خود را خارج از ضوابط قانونی نپندارد . حکومت اخلاقی: یعنی به معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی نگاه ابزاری نکند. حکومت اخلاقی: یعنی به قدرت نگاه انحصارطلبانه، قدرتجویی و افزون خواهی نکند. حکومت اخلاقی: یعنی حرف زدن راحق مردم خویش بداند. حکومت اخلاقی: یعنی واژهی «حق» را آنقدر تکرار کند تایاد همه بماند. حکومت اخلاقی: یعنی میثاق عمومی رامعیار شناخت حق بداند.
|
|
+ نوشته شده در
90/07/08ساعت 17:51 توسط فروتن |
|
|
مهمترین هدف بزرگ بعثت انبیاء احيای خرد وآراسته شدن جامعه بزیور مكارم اخلاق است.پيامبر گرامی اسلام(ص) روی اين دو اصل تاكيد فراوان داشته است ." اني بعثت لاتمم مكارم الاخلاق "مبعوث شدن من به پیامبری به خاطر تكميل پايه هاي اخلاق بود و در ادامه این رسالت فرمود : العقل دعايم الدين ، عقل پايه دين است یعنی تمام نیکی ها وزشتیهاباعقل درک می شود. بنابراین جامعه پیرو رسول خدا(ص) جامعه ای است اخلاقی و عقلانی. دو اصلی كه فقدان آن در اين روزگار محسوس است. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که درآن عقل آدمی شكوفا شده و هنجارهای اجتماعی گرامی داشته شود. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که خرد جمعی برآن حکم کند. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که حكام برای مردم باشند ونه مردم برای حكام. جامعه اخلاقی و عقلانی جامعه ای است که بد اخلاقی سیاسی واجتماعی سايه سنگين خود را بر آن نگستراند. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که مردم آن ازآزادی معقول واخلاقی برخودارباشند. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که درآن دورغ ،عهد شكني، وعده های بی پايه، تبليغات فريبنده، كلمات گزنده، شعارهای بی مايه وجود نداشته باشد. جامعه اخلاقی و عقلانی جامعه ای است که شخصیت اجتماعی افراد به میزان مسئولیت پذیری آنها باشد ونه بیشتر. جامعه اخلاقی و عقلانی جامعه ای است که حاکمان همواره باعوام فریبی وجهل مبارزه کنند. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که دين ابزار دست حاکمان نباشد. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که علاوه برصورت،بیشتربه سیرت دین پرداخته شود. جامعه اخلاقی وعقلانی جامعه ای است که قداست و جايگاه دين محفوظ ومصادره به مطلوب نگردد. جامعه اخلاقی و عقلانی جامعه ای است که باتکیه برظاهر و پوسته اعمال عبادی، پوسین وارونه بردین نپوشاند.
|
|
+ نوشته شده در
90/06/15ساعت 19:12 توسط فروتن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
تماس بامدیروبلاک:
09122526607 |
|
RSS
|